شعر تنها باد اثر سهراب سپهری از کتاب شرق اندوه
- 11 جولای 2026
- بدون دیدگاه
با سلام به کاربران سراسری 24 امروز با تنها باد از سهراب سپهری با شما خواهیم بود.
با ما همراه باشید.
سایه شدم و صدا کردم کو مرز پریدن ها دیدن ها ؟
کو اوج نه من دره او ؟
و ندا آمد :
لب بسته بپو مرغی رفت تنها بود پر شد جام شگفت و ندا آمد :
بر تو گوارا باد تنهایی تنها باد دستم در کوه سحر او می چید او می چید و ندا آمد و هجومی از خورشید از صخره شدم بالا در هر گام دنیایی تنهاتر زیباتر و ندا آمد :
بالاتر بالاتر آوازی از ره دور :
جنگل ها می خوانند ؟
و ندا آمد :
خلوت ها می آیند وشیاری ز هراس و ندا آمد :
یادی بود پیدا شد پهنه چه زیبا شد او آمد پرده ز هم وا باید درها ها و ندا آمد :
پرها هم
نوشتن یک دیدگاه