پاسخ تمرین های درس چهارم عربی هفتم
- 25 جولای 2026
- بدون دیدگاه

جواب به سوالات و تمرین ها درس چهارم عربی هفتم ( پاسخ ها به صورت گام به گام )

پاسخگویی به سوالات درس چهارم کتاب عربی هفتم صفحات 69 تا 75 با سراسری 24 همراه باشید.
آنچه می خوانید
– أَیْنَ ذَهَبْتِ؟ ـ ذَهَبْتُ إلَی السّوقِ.
ترجمه: کجا رفتی؟ ـ به بازار رفتم.
فِی السّوقِ
ترجمه: در بازار

| – أیْنَ ذَهَبْتِ یا أُمَّ حَمیدٍ؟ ترجمه: ای مادر حمید کجا رفتی؟ – هَلِ اشْتَرَیْتِ شَیئاً؟ ترجمه: آیا چیزی خریدی؟ – أَ ذَهَبْتِ وَحْدَكِ؟ ترجمه: آیا به تنهایی رفتی؟ – کَیفَ کانَتْ قیمَةُ الْمَلابِسِ؛ رَخیصَةً أَمْ غالیَةً؟ ترجمه: قیمت لباسها چطور بود؛ ارزان یا گران؟ – فَلِماذَا اشْتَرَیْتِ؟ ترجمه: پس برای چه خریدی؟ – ماذَا اشْتَرَیْتِ؟ ترجمه: چه چیزی خریدی؟ – مَلابِسُ جَمیلةٌ! فی أَمانِ اللّهِ. ترجمه: لباسهای زیبایی است! خداحافظ. | – ذَهَبْتُ إلَی سوقِ النَّجَفِ. ترجمه: به بازار نجف رفتم. – نَعَمْ؛ اِشْتَرَیْتُ مَلابِسَ نِسائیَّةً. ترجمه: بله؛ لباسهای زنانه خریدم. – لا؛ ذَهَبْتُ مَعَ صَدیقاتی. ترجمه: خیر؛ با دوستانم رفتم. – مِثلَ إیران؛ لا فَرقَ؛ لٰکِنِ اِشْتَرَیْتُ. ترجمه: مثل ایران؛هیچ فرقی نیست؛ ولی خریدم. – اِشْتَرَیْتُ لِلْهَدیَّةِ. ترجمه: برای هدیه خریدم. – فُسْتاناً وَ عَباءَةً. ترجمه: پیراهن زنانه و چادر. – شُکْراً جَزیلاً؛ مَعَ السَّلامَةِ. ترجمه: بسیار متشکرم؛ به سلامت. |

| – أیْنَ ذَهَبْتَ یا أَبا حَمیدٍ؟ ترجمه: ای پدر حمید کجا رفتی؟ – هَلِ اشْتَرَیْتَ شَیئاً؟ ترجمه: آیا چیزی خریدی؟ – أَ ذَهَبْتَ وَحْدَكَ؟ ترجمه: آیا به تنهایی رفتی؟ – کَیفَ کانَتْ قیمَةُ الْمَلابِسِ؛ رَخیصَةً أَمْ غالیَةً؟ ترجمه: قیمت لباسها چطور بود؛ ارزان یا گران؟ – فَلِماذَا اشْتَرَیْتَ؟ ترجمه: پس برای چه خریدی؟ – ماذَا اشْتَرَیْتَ؟ ترجمه: چه چیزی خریدی؟ – مَلابِسُ جَمیلةٌ! فی أَمانِ اللّهِ. ترجمه: لباسهای زیبایی است! خداحافظ. | – ذَهَبْتُ إلَی سوقِ النَّجَفِ. ترجمه: به بازار نجف رفتم. – نَعَمْ؛ اِشْتَرَیْتُ مَلابِسَ رِجالیَّةً. ترجمه: بله؛ لباسهای مردانه خریدم. – لا؛ ذَهَبْتُ مَعَ أَصْدِقائی. ترجمه: خیر؛ با دوستانم رفتم. – مِثلَ إیران؛ لا فَرقَ؛ لٰکِنِ اِشْتَرَیْتُ. ترجمه: مثل ایران؛هیچ فرقی نیست؛ ولی خریدم. – اِشْتَرَیْتُ لِلْهَدیَّةِ. ترجمه: برای هدیه خریدم. – قَمیصاً وَ سِرْوالاً. ترجمه: پیراهن مردانه و شلوار. – شُکْراً جَزیلاً؛ مَعَ السَّلامَةِ. ترجمه: بسیار متشکرم؛ به سلامت. |


(1) التَّمْرينُ الْأوَّلُ:
جملههای زیر را ترجمه کنید؛ سپس زیر فعلهای ماضی خط بکشید.
1- أَیُّهَا الْمُسافِرُ، أ ذَهَبْتَ إلَی الْفُنْدُقِ؟ ـ لا؛ ذَهَبْتُ إلَی السّوقِ.
ترجمه: ای مسافر، آیا به هتل رفتی؟ ـ خیر؛ به بازار رفتم.
📗 پاسخ: فعلهای ماضی: ذَهَبْتَ ـ ذَهَبْتُ
2- مِنْ أیْنَ أخَذْتَ قَمیصَكَ؟ ـ أَخَذْتُهُ مِنْ هُناكَ.
ترجمه: پیراهنت را از کجا گرفتی؟ ـ از آنجا گرفتمش.
📗 پاسخ: فعلهای ماضی: أخَذْتَ ـ أَخَذْتُ
3- ماذا غَسَلْتِ؟ ـ غَسَلْتُ وَجْهی وَ یَدی لِلْوُضوءِ.
ترجمه: چه چیزی شستی؟ ـ صورت و دستم را برای وضو شستم.
📗 پاسخ: فعلهای ماضی: غَسَلْتِ ـ غَسَلْتُ
4- ماذَا اشْتَرَیْتِ؟ ـاِشْتَرَیْتُ فُسْتاناً وَ عَباءَةً.
ترجمه: چه چیزی خریدی؟ ـ پیراهن زنانه و چادر خریدم.
📗 پاسخ: فعلهای ماضی: اشْتَرَیْتِ ـ اِشْتَرَیْتُ
گزینه درست را انتخاب کنید.

حِواراتٌ فی مَسیرَةِ الْأَربَعینَ الْحُسَینیِّ عِندَ الشُّرطیِّ
ترجمه: گفتوگو در راهپیمایی اربعین حسینی با مأمورِ پلیس
| اَلشُّرطیُّ: ترجمه: مأمورِ پلیس | ـ أَینَ جَوازُكَ؟ ترجمه: گذرنامه شما کجاست؟ |
| اَلزّائِر: ترجمه: زیارتکننده | ـ هٰذا جَوازی. ترجمه: این گذرنامه من است. |
| اَلشُّرطیُّ: | ـ هَل عِندَكَ تَأشیرَةٌ؟ ترجمه: آیا ویزا داری؟ |
| اَلزّائِر: | – نَعَم، عِندی. ترجمه: بله، دارم. |
| اَلشُّرطیُّ: | – کَم یَوماً بَقیتَ هُنا فِی الْکاظِمیَّة؟ ترجمه: چند روز اینجا در کاظمیه ماندی؟ |
| اَلزّائِر: | – یَوماً واحِداً. ترجمه: یک روز. |
| اَلشُّرطیُّ: | – کَم عَدَدُکُم؟ ترجمه: شما چند نفر هستید؟ |
| اَلزّائِر: | – نَحنُ اثْناعَشَرَ زائِراً. ترجمه: ما دوازده زیارتکننده هستیم. |
گام به گام عربی هفتم
دانلود PDF کتاب عربی هفتم
نوشتن یک دیدگاه