راز پنهان در ضربالمثل جوجه را آخر پاییز میشمارند؛ از حکایت قدیم تا زندگی امروز
- 19 اکتبر 2025
- بدون دیدگاه

آنچه می خوانید
در زمانهای قدیم، کشاورزی پرتلاش در کنار جالیزش نهال چناری کاشت. سالها از آن گذشت و چنار کمکم تنومند شد. همان کشاورز روزی کنار ریشه چنار تخم کدویی کاشت. تخم کدو چند روز بعد سبز شد و با شتاب بالا رفت و برگهای بزرگش را گسترد. به زودی خودش را کنار چنار دید و با غرور گفت: «ببین! دارم از تو هم بلندتر میشم!»
چنار با آرامش لبخندی زد و پاسخ داد: «رشدت قشنگه، ولی بدون که قد کشیدن با ثمر دادن فرق داره… من سالها ریشه دواندهام تا بایستم، تو هم اگر میخوای موندگار شی، به میوههات فکر کن نه فقط به برگ و شاخههات.»
ولی کدو حرفش را نپذیرفت و گفت: «تو از جوونی من حسودی میکنی! پاییز که رسید میفهمی کی بهتره.»
چنار فقط گفت: «درسته، همهچیز آخر پاییز معلوم میشه.»
ماهها گذشت، بادهای سرد پاییزی وزیدن گرفتند و کشاورز برای برداشت محصولاتش آمد. دید کدو تنبل تا آسمان بالا رفته اما هیچ میوهای ندارد. پس شاخههای خشکاش را برید و دور انداخت. اما چنار پایدار و تنومند همچنان سایهاش را بر زمین انداخت…
و آن روز کشاورز لبخندی زد و گفت:
«حق با چنار بود… جوجه را آخر پاییز میشمارند.»
این ضربالمثل تلنگریست به ما که هیچ کاری را از وسط مسیر قضاوت نکنیم. موفقیت واقعی، زمانی مشخص میشود که مسیر تا انتها طی شده باشد.
در واقع «جوجه را آخر پاییز میشمارند» یعنی نتیجه را فقط زمانی بسنج که کار تموم شده باشه، نه وقتی هنوز در حال شکلگیریه.
خیلی از ما وقتی در شروع کاری موفقیتی کوچیک بهدست میآریم، زود مغرور میشیم و خیال میکنیم تموم شده. در حالیکه پاییز هر کاری فصل امتحانه؛ فصلِ موندن، ثمر دادن و پذیرفتنِ نتیجهی واقعی تلاشهامون.

این ضربالمثل را وقتی بهکار میبریم که کسی زود درباره نتیجه کاری قضاوت میکند یا بدون اینکه به پایان مسیر فکر کند، خودش را پیروز میداند.
برای نمونه، اگر دو تیم فوتبال در نیمه اول جلو هستند و یکی از هوادارها شروع کند به جشن، بقیه با خنده میگویند:
«آروم باش رفیق! جوجه را آخر پاییز میشمارند.» 😄
🔸 نتیجه اینکه تنها زمان میتواند حقیقتِ ثمر یک کار را نشان دهد. صبر، تجربه و دوام، معیار واقعی موفقیتاند. 🔸
نوشتن یک دیدگاه