شعر آخرین اثر مهدی اخوان ثالث از کتاب زمستان
- 11 جولای 2026
- بدون دیدگاه
با سلام به کاربران سراسری 24 امروز با آخرین از مهدی اخوان ثالث با شما خواهیم بود.
با ما همراه باشید.
روزنه ای از امید ، گرم و گرامی روشنی افکنده باز بر دل سردم دایم از آن لذتی که خواهم آمد مستم و با سرنوشت بد به نبردم تا بردم گاهگاه وسوسه با خویش کای دله دل !
چشم ازین گناه فرو پوش یاد گناهان دلپذیر گذشته بانگ برآرد که :
آی شیطان !
خاموش وسوسه ی تو به در دلم نکند راه توبه کند ، آنکه او گنه نتواند گرگم و گرگ گرسنه ام من و گویم مرگ مگر زهر توبه ام بچشاند باز شب آمد ، حرمسرای گناهان باز در آن برگ لاله راه نکردیم وای دلا !
این چه بی فروغ شبی بود حیف ، گذشت امشب و گناه نکردیم ای لب گرم من !
ای ز تف عطش خشک باش که سیرت کنم ز بوسه ی شاداب از لب و دندان و چهره ای که بر آنها رشک برد لاله و ستاره و مهتاب اخترکان !
شب بخیر ، خسته شدم باز بسترم از انتظار خسته تر از من خسته ام ، اما خوشم که روح گناهان شاد شود ، شاد ، تا شب دگر از من مست شعف می روم به بسترم امشب بر دو لبم خنده ، تا که خنده کند روز باز ببینم سعادت تو چه قدر است بستر خوشبختم !
آی … بستر پیروز
نوشتن یک دیدگاه