شعر از نفرتی لبریز اثر احمد شاملو از کتاب باغ آئینه
- 11 جولای 2026
- بدون دیدگاه
با سلام به کاربران سراسری 24 امروز با از نفرتی لبریز از احمد شاملو با شما خواهیم بود.
با ما همراه باشید.
ما نوشتیم و گریستیم ما خنده کنان به رقص بر خاستیم ما نعره زنان از سر جان گذشتیم … کسی را پروای ما نبود. در دور دست مردی را به دار آویختند :
کسی به تماشا سر برنداشت ما نشستیم و گریستیم ما با فریادی از قالب خود بر آمدیم
نوشتن یک دیدگاه