شعر ترانه اثر احمد شاملو از کتاب در آستانه
- 11 جولای 2026
- بدون دیدگاه
با سلام به کاربران سراسری 24 امروز با ترانه از احمد شاملو با شما خواهیم بود.
با ما همراه باشید.
بر این کناره تا کرانهی آمودریا آبی میگذشت که دگر نیست:
رودی که به روزگاران ِ دراز سُرید و از یاد شد رودی که فروخشکید و بر باد شد. بر این امواج تا رودباران ِ سند زورقی میگذشت که دگر نیست:
زورقی که روزی چند در خاطری نقش بست وانگه به خرسنگی برآمد و درهمشکست. بر این زورق از بندری به شهرْبندری زورقبانی پارو میکشید که دگر نیست:
پاروکشی که هر سفر شوریده دختریش دیده به راه داشت که به امیدی مبهم نهال ِ آرزویی به دل میکاشت. بر این رود ِ پادرجای امیدی درخشید که دگر نیست:
امید ِ سعادتی که پابرجا مینمود لیکن در بستر ِ خویش به جز خوابی گذرا نبود. تیر ِ ۱۳۷۳
نوشتن یک دیدگاه