ادبیات

شعر خاطره اثر احمد شاملو از کتاب در آستانه

  • 11 جولای 2026
  • بدون دیدگاه

با سلام به کاربران سراسری 24 امروز با خاطره از احمد شاملو با شما خواهیم بود.

با ما همراه باشید.

شب سراسر زنجیر ِ زنجره بود تا سحر، سحرگه به‌ناگاه با قُشَعْریره‌ی درد در لطمه‌ی جان ِ ما جنگل از خواب واگشود مژگان ِ حیران ِ برگ‌اش را پلک ِ آشفته‌ی مرگ‌اش را، و نعره‌ی اُزگَل ِ ارّه‌ی زنجیری سُرخ بر سبزی‌ نگران ِ دره فروریخت. □ تا به کسالت ِ زرد ِ تابستان پناه آریم دل‌شکسته به‌ترک ِ کوه گفتیم. ۱۲ شهریور ِ ۱۳۷۲

    بدون دیدگاه

    نوشتن یک دیدگاه

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *