ادبیات

شعر زهر شیرین اثر فریدون مشیری از کتاب ابر و کوچه

  • 11 جولای 2026
  • بدون دیدگاه

با سلام به کاربران سراسری 24 امروز با زهر شیرین از فریدون مشیری با شما خواهیم بود.

با ما همراه باشید.

ترا من زهر شیرین خوانم ای عشق که نامی خوشتر از اینت ندانم وگر هر لحظه رنگی تازه گیری به غیر از زهر شیرینت نخوانم تو زهری زهر گرم سینه سوزی تو ش یرینی که شور هستی از تست شراب جام خورشیدی که جان را نشاط از تو غم از تو مستی از تست به آسانی مرا از من ربودی درون کوره غم آزمودی دلت آخر به سرگردانیم سوخت نگاهم را به زیبایی گشودی بسی گفتند دل از عشق برگیر که نیرمگ است و افسون است و جادوست ولی ما دل به او بستیم و دیدیم که او زهر است اما نوشداروست چه غم دارم که این زهر تب آلود تنم را در جدایی می گدازد از آن شادم که هنگام درد غمی شیرین دلم را می نوازد اگر مرگم به نامردی نگیرد مرا مهر تو در دل جاودانی است وگر عمرم به ناکامی سرآید ترا دارم که مرگم زندگی است

    بدون دیدگاه

    نوشتن یک دیدگاه

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *