ادبیات

شعر سرگذشت اثر سهراب سپهری از کتاب مرگ رنگ

  • 11 جولای 2026
  • بدون دیدگاه

با سلام به کاربران سراسری 24 امروز با سرگذشت از سهراب سپهری با شما خواهیم بود.

با ما همراه باشید.

می خروشد دریا هیچ کس نیست به ساحل پیدا لکه ای نیست به دریا تاریک که شود قایق اگر آید نزدیک مانده بر ساحل قایقی ریخته شب بر سر او پیکرش را ز رهی ناروشن برده درتلخی ادراک فرو هیچ کس نیست که آید از راه و به آب افکندش و در این وقت که هر کوهه ی آب حرف با گوش نهان می زندش موجی آشفته فرا می رسد از راه که گوید با ما قصه یک شب طوفانی را رفته بود آن شب ماهی گیر تا بگیرد از آب آنچه پیوندی داشت با خیالی درخواب صبح آن شب که به دریا موجی تن نمی کوفت به موجی دیگر چشم ماهی گیران دید قایقی را به ره آب که داشت بر لب از حادثه تلخ شب پیش خبر پس کشاندند سوی ساحل خواب آلودش به همان جای که هست در همین لحظه غمناک به جا و به نزدیکی او می خروشد دریا وز ره دور فرا میرسد آن موج که می گوید باز از شبی طوفانی داستانی نه دراز

    بدون دیدگاه

    نوشتن یک دیدگاه

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *