ادبیات

شعر شب هم آهنگی اثر سهراب سپهری از کتاب آوار آفتاب

  • 11 جولای 2026
  • بدون دیدگاه

با سلام به کاربران سراسری 24 امروز با شب هم آهنگی از سهراب سپهری با شما خواهیم بود.

با ما همراه باشید.

لب ها می لرزند شب می تپد جنگل نفس می کشد پروای چه داری مرا در شب بازوانت سفر ده انگشتان شبانه ات را می فشارم و باد شقایق دوردست را پر پر می کند به سقف جنگل می نگری ستارگان درخیسی چشمانت می دوند بیاشک چشمان تو ناتمام است و نمناکی جنگل نارساست دستانت را می گشایی گره تاریکی می گشاید لبخند می زنی رشته رمز می لرزد می نگری رسایی چهره ات حیران می کند بیا با جاده پیوستگی برویم خزندگان درخوابند دروازه ابدیت باز است آفتابی شویم چشمان را بسپاریم که مهتاب آِنایی فرود آمد لبان را گم کنیم که صدا نابهنگام است در خواب درختان نوشیده شویم که شکوه روییدن در ما می گذرد باد می شکند شب راکد می ماند جنگل از تپش می افتد جوشش اشک هم آهنگی را می شنویم و شیره گیاهان به سوی ابدیت می رود

    بدون دیدگاه

    نوشتن یک دیدگاه

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *