شعر قربانی اثر فروغ فرخزاد از کتاب دیوار
- 11 جولای 2026
- بدون دیدگاه
با سلام به کاربران سراسری 24 امروز با قربانی از فروغ فرخزاد با شما خواهیم بود.
با ما همراه باشید.
امشب بر آستان جلال تو آشفته ام ز وسوسه الهام جانم از این تلاش به تنگ آمد ای شعر … ای الهه خون آشام دیریست کان سروده خدایی را در گوش من به مهر نمی خوانی دانم که باز تشنه خون هستی اما … بس است این همه قربانی خوش غافلی که از سر خود خواهی با بندهات به قهر چها کردی چون مهر خویش در دلش افکندی او را ز هر چه داشت جدا کردی دردا که تا بروی تو خندیدم در رنج من نشستی و کوشیدی اشکم چو رنگ خون شقایق شد آن را بجام کردی و نوشیدی چون نام خود بپای تو افکندم افکندیم به دامن دام ننگ آه … ای الهه کیست که میکوبد آینه امید مرا بر سنگ ؟
در عطر بوسه های گناه آلود رویای آتشین ترا دیدم همراه با نوای غمی شیرین در معبد سکوت تو رقصیدم اما… دریغ و درد که جز حسرت هرگز نبوده باده به جام من افسوس … ای امید خزان دیده کو تاج پر شکوفه نام من ؟
از من جز این دو دیده اشک آلود آخر بگو…چه مانده که بستانی ؟
ای شعر …ای الهه خون آشام دیگر بس است … اینهمه قربانی
نوشتن یک دیدگاه