شعر هر جا دلم بخواهد اثر مهدی اخوان ثالث از کتاب زمستان
- 11 جولای 2026
- بدون دیدگاه
با سلام به کاربران سراسری 24 امروز با هر جا دلم بخواهد از مهدی اخوان ثالث با شما خواهیم بود.
با ما همراه باشید.
چون میهمانان به سفره ی پر ناز و نعمتی خواندی مرا به بستر وصل خود ای پری هر جا دلم بخواهد من دست می برم دیگر مگو :
ببین به کجا دست می بری با میهمان مگوی :
بنوش این ، منوش آن ای میزبان که پر گل ناز است بسترت بگذار مست مست بیفتم کنار تو بگذار هر چه هست بنوشم ز ساغرت هر جا دلم بخواهد ، آری ، چنین خوش است باید درید هر چه شود بین ما حجاب باید شکست هر چه شود سد راه وصل دیوانه بود باید و مست و خوش و خراب گه می چرم چو آهوی مستی ، به دست و لب در دشت گیسوی تو که صاف است و بی شکن گه می پرم چو بلبل سرگشته با نگاه بر گرد آن دو نو گل پنهان به پیرهن هر جا دلم بخواهد ، آری به شرم و شوق دستم خزد به جانب پستان نرم تو واندر دلم شکفته شود صد گل از غرور چون ببنم آن دو گونه ی گلگون ز شرم تو تو خنده زن چو کبک ، گریزنده چون غزال من در پیت چو در پی آهو پلنگ مست وانگه ترا بگیرم و دستان من روند هر جا دلم بخواهد آری چنین خوش است چشمان شاد گرسنه مستم دود حریص بر پیکر برهنه ی پر نور و صاف تو بر مرمر ملایم جاندار و گرم تو بر روی و ران و گردن و پستان و ناف تو کم کم به شوق دست نوازش کشم بر آن گلدیس پاک و پردگی نازپرورت هر جا دلم بخواهد من دست می برم ای میزبان که پر گل ناز است بسترت تو شوخ پندگوی ، به خشم و به ناز خوش من مست پند نشنو ، بی رحم ، بی قرار و آنگه دگر تو دانی و من ، وین شب شگفت وین کنج دنج و بستر خاموش و رازدار
نوشتن یک دیدگاه