آنچه می خوانید
معنی ضربالمثل «دندان طمع را کندن»
پاسخ کوتاه و قشنگ: این ضربالمثل یعنی قید چیزی را زدن، از خیرش گذشتن و دست برداشتن از حرص و زیادهخواهی. یعنی آن دندانی که درد حرص میدهد را باید کند تا راحت شد!
شرح و معنی گستردهتر
آدم اگر دندان طمع را نکَند، همیشه درد دارد؛ نه از نوع دندانپزشکی، بلکه از نوع روحی. طمع یعنی نداشتن سقف برای خواستهها، یعنی هرچه داری باز هم «یکی دیگه میخوام» گفتن! وقتی دل از طمع بکَنی، در واقع داری ریشهی بیقراری را میکَنی. پس کندن دندان طمع یعنی آرامش را جایگزین حرص کردن و قانع شدن به آنچه داری.
داستان آموزنده (حکایت گروه ۹۹)
در روزگار دور، پادشاهی بود که با وجود تخت و تاج و گنج، باز هم دلش آرام نبود. یک روز در کاخ قدم میزد و صدای آواز دلنشین آشپز را شنید. حیرتزده پرسید: «چرا اینقدر خوشحالی؟» آشپز گفت: «قربان، ما سقفی داریم، غذایی داریم، و شادیمان همین رضایت است!»
نخستوزیر با لبخندی گفت: «قربان، او هنوز عضو گروه ۹۹ نیست.» پادشاه که انگار لغت تازهای شنیده، پرسید: «گروه ۹۹ دیگر چه موجوداتیاند؟» وزیر توضیح داد: «کافی است مقابل خانهی او کیسهای با ۹۹ سکه طلا بگذاری تا ببینی.»
پادشاه چنین کرد. آشپز که کیسه را دید، از شادی سر از پا نمیشناخت. اما وقتی سکهها را شمرد، دید ۹۹ تا هستند! فکر کرد لابد یکی کم شده؛ همهجا را گشت تا سکه صدم را پیدا کند… پیدا نکرد! از فردایش کار بیشتر کرد تا آن سکه صدم را درآورد، ولی کمکم شادیاش رفت، آواز از لبش افتاد و خشم از دلش جوشید.
پادشاه که رفتار تغییر کردهی آشپز را دید، علت را از وزیر پرسید. وزیر لبخند زد و گفت: «قربان، حالا آشپز به جمع اعضای گروه ۹۹ پیوسته؛ کسانی که زیاد دارند ولی هیچوقت راضی نیستند. آنها هر روز دنبال سکهی صدم میگردند—اما خوشحالی را گم میکنند.»
پیام داستان
وقتی چیزی زیادی بخواهی، شادی از دستت میرود. انسانِ طماع مثل کسی است که دندان خرابش را نگه داشته و هر روز درد میکشد. همین است که در نهایت میگویند: «دندان طمع را باید کند تا دردش آرام گیرد.»
برداشتها و مفاهیم گوناگون
- چشمپوشی از چیزی و قانع بودن به آنچه داری.
- دل بریدن از دلبستگیهای افراطی و بیپایان.
- نه گفتن به حرص و زیادهخواهی، تا شادی بیقید را حس کنی.
- فهمیدن اینکه آرامش از «داشتن همهچیز» نمیآید، بلکه از «خواستنِ کمتر» میآید.
تحلیل کوتاه و شیرین
این مثل ریشهای روانشناختی دارد: انسان وقتی دائم دنبال «سکه صدم» باشد، ذهنش همیشه در کمبود است. ولی کسی که دندان طمع را کند، از قید مقایسه آزاد میشود و در همان عدد ۹۹ یا حتی کمتر، طعم خوشی را میچشد. هنر زندگی همین است: نه در افزودن، بلکه در کم کردن.
شعر مرتبط
دندانِ طمع کن که شود دردِ تو درمان
بس درد که درمان شود از کندنِ دندان!
این شعر با زبان شاعرانه همان مضمون را یادآوری میکند؛ که کندنِ طمع یعنی درمانِ دردِ بیقراری انسان.
نکته پایانی
این ضربالمثل را در جایی به کار میبرند که کسی بیوقفه دنبال مال یا موقعیتی است و از داشتههایش لذت نمیبرد. گفتنش مثل همان هشدار ملایمی است که گاهی دوست دلسوز به رفیقش میگوید: «برادر، دندان طمع را بکَن! بخند، زندگی همین حالاست.»




نوشتن یک دیدگاه