پیام حکایت علم و عمل فارسی ششم درست و کامل + معنی کلمات
ابتدایی محتوای کمک‌ درسی مدارس

پیام حکایت علم و عمل فارسی ششم درست و کامل + معنی کلمات

  • 18 نوامبر 2025
  • بدون دیدگاه

حکایت علم و عمل فارسی ششم با شعر و معنی کلمات

 

خلاصه کوتاه و کلیِ معنی حکایت

این حکایت می‌گوید دو دسته آدم، بیهوده رنج می‌برند: کسی که مال می‌اندوزد اما از آن بهره‌ای نمی‌برد و کسی که دانش می‌آموزد اما به آن عمل نمی‌کند. نتیجه روشن است: علم بدون عمل ارزشی ندارد؛ همان‌طور که زنبورِ بی‌عسل فقط وزوز می‌کند، اما شیرینی به کسی نمی‌رساند. دانشمند واقعی، کسی است که آموخته‌هایش را به رفتار نیک تبدیل کند.

متن حکایت (گزیده‌ی مشهور)

دو کس رنج بیهوده بردند و سعی بی‌فایده کردند: یکی آن که اندوخت و نخورد، و دیگر آن که آموخت و نکرد.

علم، چندان که بیشتر خوانی
چون عمل در تو نیست، نادانی

نه محقّق بود، نه دانشمند
چارپایی، بر او کتابی چند

آن تهی‌مغز را چه علم و چه خبر
که بر او هیزم است یا دفتر؟

آیا حکایت و داستان هست؟

بله. این متن یک حکایت اخلاقی از گلستان سعدی است که با مثال‌های ساده، تفاوتِ دانشِ بی‌عمل و داراییِ بی‌مصرف را نشان می‌دهد. روایت، کوتاه و تمثیلی است: یکی مال دارد و خرج نمی‌کند؛ دیگری دانش دارد و به کار نمی‌گیرد—و هر دو در نهایت بهره‌ای نمی‌برند.

معنی ساده و روانِ هر بند

  • دو کس رنج بیهوده بردند… دو گروه انسان بی‌جهت زحمت می‌کشند: ثروتمندی که خرج نمی‌کند و دانش‌آموخته‌ای که عمل نمی‌کند.
  • علم، چندان که بیشتر خوانی… هر قدر بیشتر درس بخوانی، اگر به آن رفتار و کارِ درست گره نخورد، نادانی است.
  • نه محقق بود، نه دانشمند… حملِ کتاب، آدم را دانشمند نمی‌کند؛ همان‌طور که چهارپا با بار کتاب، پژوهشگر نمی‌شود.
  • آن تهی‌مغز را چه علم و چه خبر… برای نادان، تفاوتی ندارد بارش هیزم است یا دفتر؛ چون فهم و شعور بهره‌برداری ندارد.

تحلیل جامع و پیام‌ها

  • پیام مرکزی: علم وقتی ارزش پیدا می‌کند که به عمل نیک تبدیل شود؛ ثروت هم وقتی معنا دارد که خردمندانه به کار رود.
  • تمثیل کاربردی: «چارپایِ حاملِ کتاب» نمادِ ذخیره‌ی بی‌فایده است؛ یعنی داشتنِ منابع بدون بهره‌گیری.
  • سنت آموزشی در ادبیات کلاسیک: پیوند «علم + ادب + عملِ نیک» سه‌گانه‌ای است که در اخلاق سعدی تکرار می‌شود.
  • تفاوتِ دانستن و توانستن: دانستن، مقدمه است؛ توانستن و انجام‌دادن، مقصد. بی‌مقصد راه رفتن، همان بیهوده‌گی است.
  • تناسب با امروز: مهارت‌محوری و کاربردی‌سازی آموخته‌ها همان روح حکایت است؛ مدرک بدون مهارت، مثل دفتر روی دوش چارپا.

آرایه‌های ادبی و نکات بلاغی

  • تضاد: علم/نادانی، اندوختن/نخوردن، آموختن/نکردن.
  • تشبیه: عالمِ بی‌عمل مانند چارپاست که کتاب حمل می‌کند؛ و نیز مثل «زنبور بی‌عسل» در ابیات دیگر سعدی.
  • کنایه: «اندوخت و نخورد» کنایه از بخل و بهره‌نبردن از نعمت‌ها.
  • مراعات‌نظیر (تناسب): محقق، دانشمند، کتاب، علم، خبر، دفتر.
  • اغراقِ ملایم: «هرچه بیشتر خوانی… اگر عمل نیست، نادانی» برای تاکید تربیتی.
  • تلمیح: اشاره‌ی فرهنگی به آیه‌ی ۵ سوره‌ی جمعه (حمل تورات چونان حماری که کتاب‌ها را حمل می‌کند و نمی‌فهمد).

جدول واژگانِ مهم (معنی، هم‌خانواده، متضاد)

واژهمعنی سادههم‌خانوادهمتضاد/مقابل
بیهودهبی‌فایده، بی‌مصرفهَوی، هَدر (غیرمصطلح)، بیهوده‌گوییسودمند، مفید
محققپژوهشگر، بررسی‌کنندهتحقیق، محقَّقناآزموده، سطحی‌نگر
تهی‌مغزنادان، بی‌خِرَدخِرَدمند، دانا
چارپاحیوان چهارپای باربر (مثل الاغ)
اندوختجمع کرد، ذخیره نموداندوزش، اندوختهخرج کرد، بخشید
آموختیاد گرفتآموزش، آموزگارفراموش کرد، ندانست
ادبرفتار نیک، تربیتادبیات، مودّببی‌ادبی، زشتی رفتار
جمالزیبایی، شکوهجمیل، تجمّلزشتی، قباحت
جهلنادانیجاهل، مجهولدانایی، آگاهی
نعمتبخشش خداوندی، روزیمنعَم، تنعُّممحرومیت، نقمت

نکات دستوری و نقش‌ها

  • نهاد در گزاره‌ی نخست: «دو کس» نهادِ جمله‌ی اول و دوم است.
  • گروه اسمیِ مفعولی/ترکیب وصفی: «رنجِ بیهوده»، «سعیِ بی‌فایده» (ترکیب وصفی: موصوف + صفت).
  • افعال: اندوخت، نخورد، آموخت، نکرد (ماضی ساده).
  • مسند: «نه محقق بود، نه دانشمند» بیانِ نفیِ مسند برای چارپا.

معنی کلمات و ترکیبات کلیدیِ آموزشی

  • ایزد تعالی: خداوند بلندمرتبه.
  • برانگیختند: تشویق کردند، بر آن داشتند.
  • طلب علم: کوشش برای یادگیری و فهم.
  • نور ادب: روشناییِ دل از اخلاق نیک.
  • نادانی: بی‌خبری، کم‌خِرَدی.
  • نیکوکاری: کارِ خیر و سودرسان به دیگران.

برداشت مفهومیِ تکمیلی

در سنت نثر سعدی، «علم» وقتی به «جمال» می‌رسد که «ادب» و «عمل» همراهش باشند؛ مثل درختی که شکوفه‌اش دانستن است و میوه‌اش نیکوکاری. پس اگر دانایی به کار نیک نرسد، میوه نداده و بی‌ثمر است.

 

پرسش‌های تفکّر و گفت‌وگو

  1. نمونه‌ای از «علم بدون عمل» در زندگی روزمره‌ات چیست؟ چه پیامدی دارد؟
  2. چگونه می‌توان از «دارایی» خردمندانه استفاده کرد تا به نیکوکاری تبدیل شود؟
  3. چرا تمثیلِ «چارپا با بار کتاب» همچنان در عصرِ دیجیتال معنا دارد؟

انشا کوتاه درباره‌ی علم و عمل

در محله‌ی ما یک کتاب‌خوانِ مشهور هست که از هر نویسنده‌ای یک نقل قول بلد است، اما حتی وقتِ نانوایی صف نمی‌ایستد! راستش، اگر دانسته‌هایمان در رفتارمان ننشیند، فقط سیاهیِ سطرها را زیاد کرده‌ایم. علم مثل چراغ‌قوه است؛ تا روشنش نکنی، تاریکی کم نمی‌شود. سعدی حرف آخر را زده: «علم، چندان که بیشتر خوانی… چون عمل در تو نیست، نادانی.» پس بیاییم چراغ‌ها را روشن کنیم؛ هم در خانه‌ی دل، هم در کوچه‌ی رفتار.

 

جمع‌بندی شیرین و کاربردی

  • علم بدون عمل، مانند دفتر روی دوشِ چارپاست: وزن دارد، اما اثر ندارد.
  • داراییِ بی‌مصرف، مثل آبِ ذخیره‌شده‌ای است که تشنه‌ای را سیراب نمی‌کند.
  • دانشمند واقعی کسی است که آموخته‌هایش را به نیکوکاری تبدیل کند.

 

    بدون دیدگاه

    نوشتن یک دیدگاه

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *