شعر اشک زهره اثر فریدون مشیری از کتاب ابر و کوچه
- 11 جولای 2026
- بدون دیدگاه
با سلام به کاربران سراسری 24 امروز با اشک زهره از فریدون مشیری با شما خواهیم بود.
با ما همراه باشید.
با مرگ ماه روشنی از آفتاب رفت چشمم و چراغ عالم هستی به خواب رفت الهام مرد و کاخ بلند خیال ریخت نور از حیات گم شد و شور از شراب رفت این تابناک تاج خدایان عشق بود در تندباد حادثه همچون حباب رفت این قوی نازپرور دریای شعر بود در موج خیز علم به اعماق آب رفت این مه که چون منیژه لب چاه مینشست گریان به تازیانه افراسیاب رفت بگذار عمر دهر سرآید که عمر ما چون آفتاب آمد و چون ماهتاب رفت ای دل بیا سیاهی شب را نگاه کن در اشک گرم زهره ببین یاد ماه کن
نوشتن یک دیدگاه