ادبیات

شعر قولی در ابوعطا اثر مهدی اخوان ثالث از کتاب آخر شاهنامه

  • 11 جولای 2026
  • بدون دیدگاه

با سلام به کاربران سراسری 24 امروز با قولی در ابوعطا از مهدی اخوان ثالث با شما خواهیم بود.

با ما همراه باشید.

كرشمه ی درآمد دگر تخته پاره به امواج دریا سپرده ام من زمام حسرت به دست دریغا سپرده ام من همه بودها دگرگون شد سواحل آشنایی در ابرهای بی سخاوت پنهان گشت جزیره های طلایی در آب تیره مدفون شد برگشت افق تا افق آب است كران تا كران دریا حجاز 1 ببر ای گهواره ی سرد !
ای موج مرا به هر كجا كه خواهی دگر چه بیم و دگر چه پروا چه بیم و پروا ؟
كه برگهای شمیم هستیم را ، با نسیم صحرا سپرده ام من دگر تخته پاره به امواج دریا سپرده ام من برگشت كران تا كران آب است افق تا افق دریا حجاز2 چه پروا ، ای دریا خروش چندان كه خواهی برآور از دل نخواهد گشودن ز خواب چشم این كودك چه بیم ای گهواره جنبان دریا گم كرده ساحل ؟
كه دیری ست دیری ،‌ تا كلید گنجینه های قصر خوابم را به جادوی لالا سپرده ام من دگر تخته پاره به امواج دریا سپرده ام من گبری گنه ناكرده بادافره كشیدن خدا داند كه این درد كمی نیست بمیر ای خشك لب !
در تشنه كامی كه این ابر سترون را نمی نیست خوشا بی دردی و شوریده رنگی كه گویا خوشتر از آن عالمی نیست برگشت افق تا افق آب است كران تا كران دریا نه ماهیم من ، از شنا چه حاصل ؟
كه نیست ساحل ساحل كه نیست ساحل دگر بازوانم خسته ست مرا چه بیم و ترا چه پروا ای دل كه دانی كه دانی دگر تخته پاره به امواج دریا سپرده ام من زمام حسرت به دست ددریغا سپرده ام من

    بدون دیدگاه

    نوشتن یک دیدگاه

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *