ادبیات

شعر جراحت اثر مهدی اخوان ثالث از کتاب آخر شاهنامه

  • 11 جولای 2026
  • بدون دیدگاه

با سلام به کاربران سراسری 24 امروز با جراحت از مهدی اخوان ثالث با شما خواهیم بود.

با ما همراه باشید.

دیگر اکنون دیری و دوری ست کاین پریشان مرد این پریشان پریشانگرد در پس زانوی حیرت مانده ، خاموش است سخت بیزار از دل و دست و زبان بودن جمله تن ، چون در دریا ، چشم پای تا سر ، چون صدف ، گوش است لیک در ژرفای خاموشی ناگهان بی ختیار از خویش می پرسد کآن چه حالی بود ؟
آنچه می دیدیم و می دیدند بود خوابی ، یا خیالی بود ؟
خامش ، ای آواز خوان !
خامش در کدامین پرده می گویی ؟
وز کدامین شور یا بیداد ؟
با کدامین دلنشین گلبانگ ، می خواهی این شکسته خاطر پژمرده را از غم کنی آزاد ؟
چرکمرده صخره ای در سینه دارد او که نشوید همت هیچ ابر و بارانش پهنه ور دریای او خشکید کی کند سیراب جود جویبارانش ؟
با بهشتی مرده در دل ،‌کو سر سیر بهارانش ؟
خنده ؟
اما خنده اش خمیازه را ماند عقده اش پیر است و پارینه لیک دردش درد زخم تازه را ماند گرچه دیگر دوری و دیری ست که زبانش را ز دندانهاش عاجگون ستوار زنجیری ست لیکن از اقصای تاریک سکوتش ، تلخ بی که خواهد ، یا که بتواند نخواهد ، گاه ناگهان از خویشتن پرسد راستی را آن چه حالی بود ؟
دوش یا دی ، پار یا پیرار چه شبی ، روزی ، چه سالی بود ؟
راست بود آن رستم دستان یا که سایه ی دوک زالی بود ؟

    بدون دیدگاه

    نوشتن یک دیدگاه

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *