شعر خزانی اثر مهدی اخوان ثالث از کتاب آخر شاهنامه
- 11 جولای 2026
- بدون دیدگاه
با سلام به کاربران سراسری 24 امروز با خزانی از مهدی اخوان ثالث با شما خواهیم بود.
با ما همراه باشید.
پاییز جان !
چه شوم ، چه وحشتناک آنک ، بر آن چنار جوان ، آنک خالی فتاده لانه ی آن لک لک او رفت و رفت غلغل غلیانش پوشیده ، پاک ، پیکر عریانش سر زی سپهر کردن غمگینش تن با وقار شستن شیرینش پاییز جان !
چه شوم ، چه وحشتناک رفتند مرغکان طلایی بال از سردی و سکوت سیه خستند وز بید و کاج و سرو نظر بستند رفتند سوی نخل ، سوی گرمی و آن نغمه های پاک و بلورین رفت پاییز جان !
چه شوم ، چه وحشتناک اینک ، بر این کناره ی دشت ، اینک این کوره راه ساکت بی رهرو آنک ، بر آن کمرکش کوه ، آنک آن کوچه باغ خلوت و خاموشت از یاد روزگار فراموشت پاییز جان !
چه سرد ، چه درد آلود چون من تو نیز تنها ماندستی ای فصل فصلهای نگارینم سرد سکوت خود را بسراییم پاییزم !
ای قناری غمگینم
نوشتن یک دیدگاه