شعر فراغی اثر احمد شاملو از کتاب دشنه در دیس
- 11 جولای 2026
- بدون دیدگاه
با سلام به کاربران سراسری 24 امروز با فراغی از احمد شاملو با شما خواهیم بود.
با ما همراه باشید.
چه بی تابه می خواهمت ای دوریت آزمون تلخ زنده به گوری!
چه بی تابه تو را طلب می کنم!
بر پشت ِ سمندی گوئی نوزین که قرارش نیست. و فاصله تجربه ئی بیهوده است. بوی پیرهنت، این جا و اکنون. ـ کوه ها در فاصله سردند. دست در کوپه وبستر حضور مانوس ِ دست تو را می جوید، و به راه اندیشیدن یاس را رج می زند بی نجوای ِ انگشتانت فقط.- و جهان از هر سلامی خالی است
نوشتن یک دیدگاه