شعر گفتی که باد مرده است اثر احمد شاملو از کتاب دشنه در دیس
- 11 جولای 2026
- بدون دیدگاه
با سلام به کاربران سراسری 24 امروز با گفتی که باد مرده است از احمد شاملو با شما خواهیم بود.
با ما همراه باشید.
گفتی که:
« باد، مرده ست!
از جای بر نکنده یکی سقف راز پوش بر آسیاب ِ خون، نشکسته در به قلعه بیداد، بر خاک نفکنیده یکی کاخ باژگون. مرده ست باد!
»
گفتی:
« بر تیزه های کوه با پیکرش،فروشنده در خون، افسرده است باد!
»
تو بارها و بارها با زندگیت شرمساری از مردگان کشیده ای. این را،من همچون تبی ـ درست همچون تبی که خون به رگم خشک می کند احساس کرده ام.) وقتی که بی امید وپریشان گفتی:
«مرده ست باد!
بر تیزه های کوه با پیکر کشیده به خونش افسرده است باد!
»
ـ آنان که سهم شان را از باد با دوستا قبان معاوضه کردند در دخمه های تسمه و زرد آب، گفتند در جواب تو، با کبر دردشان:
« ـ زنده ست باد!
تا زنده است باد!
توفان آخرین را در کار گاه ِ فکرت ِ رعد اندیش ترسیم می کند، کبر کثیف ِ کوه ِ غلط را بر خاک افکنیدن تعلیم می کند !
»
(آنان ایمانشان ملاطی از خون و پاره سنگ و عقاب است.)
*
*
* گفتند:
«- باد زنده است، بیدار ِ کار ِ خویش هشیار ِ کار ِ خویش!
»
گفتی:
«- نه !
مرده باد!
زخمی عظیم مهلک از کوه خورده باد!
»
تو بارها و بارها با زندگیت شر مساری از مردگان کشیده ای، این را من همچون تبی که خون به رگم خشک می کند احساس کرده ام
نوشتن یک دیدگاه