شعر پیغام اثر مهدی اخوان ثالث از کتاب آخر شاهنامه
- 11 جولای 2026
- بدون دیدگاه
با سلام به کاربران سراسری 24 امروز با پیغام از مهدی اخوان ثالث با شما خواهیم بود.
با ما همراه باشید.
چون درختی در صمیم سرد و بی ابر زمستانی هر چه برگم بود و بارم بود هر چه از فر بلوغ گرم تابستان و میراث بهارم بود هر چه یاد و یادگارم بود ریخته ست چون درختی در زمستانم بی که پندارد بهاری بود و خواهد بود دیگر اکنون هیچ مرغ پیر یا کوری در چنین عریانی انبوهم آیا لانه خواهد بست ؟
دیگر آیا زخمه های هیچ پیرایش با امید روزهای سبز آینده خواهدم این سوی و آن سو خست ؟
چون درختی اندر اقصای زمستانم ریخته دیری ست هر چه بودم یاد و بودم برگ یاد با نرمک نسیمی چون نماز شعله ی بیمار لرزیدن برگ چونان صخره ی کری نلرزیدن یاد رنج از دستهای منتظر بردن برگ از اشک و نگاه و ناله آزردن ای بهار همچجنان تا جاودان در راه همچنان ا جاودان بر شهرها و روستاهای دگربگذر هرگز و هرگز بربیابان غریب من منگر و منگر سایه ی نمناک و سبزت هر چه از من دورتر ،خوشتر بیم دارم کز نسیم ساحر ابریشمین تو تکمه ی سبزی بروید باز ، بر پیراهن خشک و کبود من همچنان بگذار تا درود دردناک اندهان ماند سرود من
نوشتن یک دیدگاه