پاسخ تمرین های درس هفتم عربی هشتم
- 25 جولای 2026
- بدون دیدگاه

جواب به سوالات و تمرین ها درس هفتم عربی هشتم ( پاسخ ها به صورت گام به گام )

پاسخگویی به سوالات درس هفتم عربی هشتم صفحات 85 تا 96 با سراسری 24 همراه باشید.
آنچه می خوانید
أَرْضُ اللهِ واسِعَة
ترجمه: زمین خداوند وسیع است.
کانَتْ مَجْموعَةٌ مِنَ الْغِزْلانِ فی غابَةٍ بَینَ الْجِبالِ وَ الْأَنهارِ.
ترجمه: گروهی از آهوها در جنگلی بین کوهها و رودخانهها بودند.
فی یَومٍ مِنَ الْأَیّامِ هَجَمَتْ خَمسَةُ ذِئابٍ عَلَی الْغِزلانِ.
و…
ترجمه: در روزی از روزها پنج گرگ به آهوها حمله کردند. و…
اَلْغَزالُ الْأوَّلُ: إِلٰهی، ماذا نَفعَلُ؟
ترجمه: آهوی اول: خدایا، چه کنیم؟
اَلْغَزالُ الثّانی: لا نَقدِرُ عَلَی الدِّفاعِ.
ترجمه: آهوی دوم: نمیتوانیم دفاع کنیم.
قالَتْ غَزالَةٌ صَغیرَةٌ فی نَفْسِها: «ما هوَ الْحَلُّ؟ عَلَیَّ بِالتَّفَکُّرِ. سَأَنجَحُ».
ترجمه: آهوی کوچکی با خودش گفت: «راه حل چیست؟ باید فکر کنم. موفق خواهم شد».
اَلْغَزالَةُ الصَّغیرَةُ شاهَدَتْ عُصْفوراً؛ فَسَأَلَتْهُ: «هَلْ خَلْفَ تِلْكَ الْجِبالِ عالَمٌ آخَرُ؟»
ترجمه: آهوی کوچک گنجشکی را دید؛ پس از او پرسید: «آیا پشت آن کوهها، دنیای دیگری هست؟»
أَجابَ الْعُصْفورُ: «لا».
ترجمه: گنجشک پاسخ داد: «نه».
اَلْغَزالَةُ الصَّغیرَةُ ما یَئِسَتْ فَشاهَدَتْ حَمامَةً وَ سَأَلَتْها: «یا أُمَّ الْفَرخَینِ، هَل وَراءَ تِلْكَ الْجِبالِ عالَمٌ غَیرُ عالَمِنا؟» سَمِعَتْ مِنها نَفْسَ الْجَوابِ.
ترجمه: آهوی کوچک ناامید نشد پس کبوتری را دید و از او پرسید: «ای مادر دو جوجه، آیا پشت آن کوهها دنیای دیگری غیر از دنیای ما هست؟» از او همان پاسخ را شنید.
اَلْغَزالَةُ شاهَدَتْ هُدهُداً وَ سَأَلَتْهُ: «هَلْ خَلْفَ الْجِبالِ عالَمٌ غَیرُ عالَمِنا؟»
ترجمه: آهو هدهدی را دید و از او پرسید: «آیا پشت کوهها دنیایی غیر از دنیای ما هست؟»
أَجابَ الْهُدهُدُ: «نَعَم».
ترجمه: هدهد پاسخ داد: «بله».
فَصَعِدَت الْغَزالَةُ الْجَبَلَ الْمُرتَفِعَ وَ وَصَلَتْ فَوقَهُ فَشاهَدَتْ غابَةً واسِعَةً؛ ثُمَّ رَجَعَتْ وَ قالَتْ لِآباءِ الْغِزلانِ: «أَ تَعْرِفونَ أَنَّ خَلْفَ الْجِبالِ عالَماً آخَرَ؟!»
ترجمه: پس آهو از کوه بلندی بالا رفت و به بالای آن رسید پس جنگل وسیعی دید؛ سپس بازگشت و به پدر آهوها گفت: «آیا میدانید که پشت کوهها دنیای دیگری هست؟!»
وَ قالَتْ لِأُمَّهاتِ الْغِزلانِ: «أَ تَعْرِفْنَ أَنَّ خَلْفَ الْجِبالِ عالَماً آخَرَ؟!»
ترجمه: و به مادر آهوها گفت: «آیا میدانید که پشت کوهها دنیای دیگری هست؟!»
فَقالَ الْغَزالُ الْأَوَّلُ بِغَضَبٍ: کَیفَ تَقولینَ هٰذَا الْکَلامَ؟!
ترجمه: آهوی اول با عصبانیت گفت: چگونه این کلام را میگویی؟!
وَ قالَ الْغَزالُ الثّانی: کَأَنَّكِ مَجْنونَةٌ!
ترجمه: و آهوی دوم گفت: مثل اینکه تو دیوانهای!
وَ قالَ الْغَزالُ الثّالِثُ: هیَ تَکذِبُ.
ترجمه: و آهوی سوم گفت: او دروغ میگوید.
وَ قالَتِ الْغَزالَةُ الرّابِعَةُ: أَنتِ تَکذِبینَ.
ترجمه: و آهوی چهارم گفت: تو دروغ میگویی.
قَطَعَ رَئیسُ الْغِزلانِ کَلامَهُم وَ قالَ:
ترجمه: رئیس آهوها سخن ایشان را قطع کرد و گفت:
«هیَ صادِقةٌ لا تَکذِبُ؛ عِنْدَما کُنْتُ صَغیراً؛ قالَ لی طائِرٌ عاقِلٌ: خَلْفَ الْجِبالِ عالَمٌ آخَرُ وَ قُلْتُ ذٰلِكَ لِرَئیسِنا لٰکِنَّهُ ما قَبِلَ کَلامی و ضَحِكَ. کَما تَعرِفونَ أنَا أَطلُبُ صَلاحَکُم دائِماً؛ فَعَلَینا بِالْمُهاجَرَةِ».
ترجمه: «او راستگو است، دروغ نمیگوید؛ وقتی کوچک بودم؛ پرنده دانایی به من گفت: “پشت کوهها دنیای دیگری است” و من آن را به رئیسمان گفتم ولیکن او حرفم را نپذیرفت و خندید. همانطوری که میدانید من همیشه نفع و صلاح شما را میطلبم؛ پس باید مهاجرت کنیم».
صَعِدَ الْجَمیعُ الْجَبَلَ وَ وَجَدوا عالَماً جَدیداً وَ فَرِحوا کَثیراً.
ترجمه: همگی از کوه بالا رفتند و دنیای تازهای یافتند و بسیار خوشحال شدند.

در پاسخ به کلمه پرسشی «مَتَىٰ: چه وقت» کلماتی میآیند که بر زمان دلالت دارند؛
اَلْیَومَ (امروز) ـ أَمْسِ (دیروز) ـ غَد (فردا) ـ صَباح (صبح) ـ عَصر (عصر) ـ مَساء (عصر) ـ لَیل (شب) ـ قَبلَ سَنَتَینِ (دو سال پیش) ـ بَعدَ أُسبوعَینِ (بعد از دو هفته) ـ فِی الشَّهرِ الْماضی (در ماه گذشته) ـ فِی الشَّهرِ الْقادِمِ (در ماه آینده)…
مثال:
مَتَىٰ وَصَلْتُم إلَی الْفُندُقِ؟ قَبلَ یَومَینِ.
ترجمه: چه وقت به هتل رسیدید؟ دو روز قبل
«مَتَىٰ نَصْرُ اللَّهِ أَلَا إِنَّ نَصْرَ اللَّهِ قَرِيبٌ»
ترجمه: «چه وقت است یاری خدا، آگاه باشید همانا یاری خدا نزدیک است».
در گروههای دو نفره مکالمه کنید.

جملههای زیر را با توجه به قاعده ذکر شده ترجمه کنید.
ترجمه: خانمها غذای سفر را میپزند.
ترجمه: خواهرانم از خانه پدربزرگم برگشتند.
ترجمه: دو بازیکن از میدان مسابقه خارج میشوند.
با مراجعه به متن درس جملههای درست و نادرست را معلوم کنید.

بخوانید و ترجمه کنید.
ترجمه: برای شما در آن میوههای بسیاری است و از آن میخورید.
ترجمه: همانا که ما آن را قرآن عربی قرار دادیم.
ترجمه: و پروردگارِ تو به کسی ستم نمیکند.
ترجمه: … پس کافران گفتند: «این چیز عجیبی است».
جملههای زیر را ترجمه کنید؛ سپس زیر فعلهای مضارع خط بکشید.
ترجمه: تو زبان عربی را خوب میدانی و خواهرت زبان عربی را مثل تو نمیداند.
📗 پاسخ: فعلهای مضارع: تَعْرِفُ ـ تَعْرِفُ
ترجمه: همکلاسیات لباس پاییزی پوشیده است، پس برای چه تو نمیپوشی؟
📗 پاسخ: فعل مضارع: تَلْبَسُ
ترجمه: تو دیروز احساس غم کردی و امروز احساس شادی میکنی.
📗 پاسخ: فعل مضارع: تَشعُرینَ
ترجمه: من سردرد احساس میکنم؛ به درمانگاه خواهم رفت.
📗 پاسخ: فعلهای مضارع: أشعُرُ ـ أذهَبُ
ترجمه کنید.

بخوانید و ترجمه کنید.
ترجمه: همانا حسد، نیکیها را میخورد همان گونه که آتش هیزم را میخورد.
ترجمه: همانا نیاز مردم به شما نعمتی است از [طرف] خداوند.
ترجمه: امانت، روزی میآورد و خیانت، فقر میآورد.
ترجمه: همانا خداوند زیباست و زیبایی را دوست دارد.
ترجمه: تباهکردن فرصت، یک غصه است.
أیَن الْمُستَشفیٰ؟
ترجمه: بیمارستان کجاست؟
اَلْأَوَّلُ: أَینَ مُسْتَشفَی الْإمامِ الْحَسَنِ(ع)؟
اَلثّانی: فی ذلِكَ الشّارِعِ.
ترجمه: اول: بیمارستان امام حسن(ع) کجاست؟
دوم: در آن خیابان.
اَلْأَوَّلُ: وَ هَل هُناكَ صَیدَلیَّةٌ قَریبَةٌ مِنَ الْمُستَشفیٰ؟
اَلثّانی: نَعَم؛ اَلصَّیدَلیَّةُ فی نَفْسِ الْمُستَشفیٰ.
ترجمه: اول: و آیا آنجا داروخانهای نزدیک بیمارستان هست؟
دوم: بله؛ داروخانه در خود بیمارستان هست.
اَلْأَوَّلُ: هَلِ الْمُستَشفیٰ بَعیدٌ؟
اَلثّانی: لا؛ قَریبٌ. بَعْدَ کیلومِترَینِ تَقریباً.
ترجمه: اول: آیا بیمارستان دور است؟
دوم: خیر؛ نزدیک است. تقریباً بعد از دو کیلومتر.
اَلْأَوَّلُ: صارَتْ عَلَیکُم زَحمَة.
اَلثّانی: لا؛ لَیسَتْ زَحمَةً، بَلْ رَحمَةٌ.
ترجمه: اول: برایتان زحمت شد.
دوم: نه؛ زحمت نیست، بلکه رحمت است.
اَلْأَوَّلُ: رَحِمَ اللّٰهُ والِدَیكَ!
اَلثّانی: وَ والِدَیكَ!
ترجمه: اول: خدا پدر و مادرت را بیامرزد!
دوم: و همینطور پدر و مادر شما را!
گام به گام عربی هشتم
دانلود PDF کتاب عربی هشتم
نوشتن یک دیدگاه