معنی و مفهوم ضرب المثل ” آش را با جاش بردند” + حکایت
- 8 نوامبر 2025
- بدون دیدگاه

آنچه می خوانید
ضربالمثل آش را با جاش بردن در ظاهر لحنی طنزآمیز دارد، اما در عمق خود نقدی تیز بر طمع و زیادهخواهی انسان است. این عبارت لایهای از معنای اجتماعی و اخلاقی را در خود جای داده؛ زبانی است برای رسوا ساختن آنان که مرز میان حق و تجاوز را در هم شکستهاند. چنین افرادی از لطف دیگران سپاسگزار نیستند، بلکه آن را فرصتی برای سود شخصی میدانند؛ کسانی که بهجای قناعت، جهان را میبلعند و همچنان گرسنهاند.
ادبیات فارسی بهویژه در آثار سعدی و مولوی، بارها با ظرافت از خطر طمع سخن گفته است. سعدی میگوید: «چشمِ تنگِ دنیا دوست را یا قناعت پر کند یا خاکِ گور.» این جمله روح اصلی این مثل را تصویر میکند، جایی که «آش» نماد بخشش و لطف است، و «جاش» نماد زیادهخواهی و حرص. کسی که آش را با جاش میبرد، نه محتاج بخشش است و نه طالب نیکی، بلکه شیفتهی مالکیت است؛ حرصی که حتی لطف را غارت میکند.
در زبان مردم، این مثل دربارهی افراد طماعی است که به کمتر از «همه چیز» رضایت نمیدهند. آنها از خوبی دیگران بهره میبرند، اما به باقی دارایی آنان نیز چشم دارند. در واقع، به فردی اشاره دارد که وقتی به او آش میدهند، ظرفش را هم میخواهد! چنین رفتاری، نمادی از ناسپاسی و چشمنداشتن به حق خویش است.
در روزگار ما، ضربالمثل آش را با جاش بردن فقط کنایهای تغذیهای نیست، بلکه در روابط کاری، اقتصادی، و حتی دوستیها نمود دارد. انسانهایی که منفعت شخصی را بر انصاف ترجیح میدهند، دیر یا زود اعتبار و اعتماد خود را از دست خواهند داد. طمع مانند زهری آرام، در جانِ رضایت نفوذ میکند و آن را میکُشد. گرسنگی، گاه شرافت را نگه میدارد، اما سیریِ حاصل از طمع، روح را نابود میکند. آن که آش را با جاش میبرد، در حقیقت دزدِ اعتماد است.
روزی زنی نیکوکار در محله دیگی آش نذری پخت و میان همسایهها پخش کرد. مردی حریص کاسه آش را گرفت، خورد و گفت: «کاسهاش هم خوب است، اگر ببرم عیب ندارد.» کاسه را برد، و روز بعد باز آمد تا دیگ را هم بخواهد! زن خندید و گفت: «ای مرد، آش رفت، کاسه رفت، شرم نیز رفت!» از آن پس مردم گفتند: فلانی آش را با جاش برد.
زیادهخواهی چاهی است بیانتها؛ هرچه بیشتر بخواهی، در حقیقت فقیرتر میشوی. طمع نشانهی هوشمندی نیست، بلکه علامت فروپاشی انسانیت است. خردمندان دریافتهاند که برای بهدست آوردن همه چیز، باید از ارزش انسانی صرفنظر کرد، و این بهایی است گزافتر از هر سود مادی.
در تصویر پیشنهادی، مردی حریص میان سفرهای ساده با نگاهی درخشان و دستهای دراز، دیگ آش را از روی سفره برمیدارد، در حالی که صاحبخانه با چشمانی پر از تعجب و تأسف به او نگاه میکند. نور زرد گرم از بالای سفره میتابد و فضا حس صداقت و کنایهای شیرین دارد. تصویر باید خلوت، انسانی و آمیخته با طنز تلخ باشد تا معنا را در سکوت فریاد بزند.
1. ریشه ضربالمثل «آش را با جاش بردن» چیست؟
از رفتارهای طماعانه و بیانصافی در روابط اجتماعی سرچشمه گرفته که در فرهنگ عامیانه به نمادی از زیادهخواهی تبدیل شده است.
2. آیا این مثل تنها درباره حرص مالی است؟
خیر، این مثل میتواند درباره حرص در قدرت، شهرت و حتی محبت نیز به کار رود.
3. در چه موقعیتهایی از این ضربالمثل استفاده میشود؟
هنگامی که کسی در بهرهبردن از لطف یا امکانات دیگران، حد انصاف را از میان ببرد و بیش از حق خود طلب کند.
4. پیام اخلاقی این مثل چیست؟
قناعت و شکرگزاری رمز آرامشاند؛ در حالی که حرص و طمع، پایههای اعتماد و شخصیت انسان را فرو میریزد.
نوشتن یک دیدگاه