ضرب المثل “موش توی سوراخ نمیرفت جارو به دمش میبست” + شعر و داستان
- 2 نوامبر 2025
- بدون دیدگاه

آنچه می خوانید
ضربالمثل موش تو سوراخ نمیرفت جارو به دمش میبست برای افرادی به کار میرود که برای حل یک مشکل ساده، راهحلی غیرمنطقی و عجیب ارائه میکنند و در نتیجه، بهجای رفع مشکل، آن را بزرگتر میکنند.
به عبارت دیگر، این مثل درباره افرادی است که وقتی در انجام کاری ناتواناند، با تصمیمات اشتباه یا اصرار بیجا، شرایط را سختتر از قبل میسازند.
کاربرد اصلی این ضربالمثل در موقعیتهایی است که:
– کسی به جای راهحل درست و منطقی، مسیر غلطی را انتخاب میکند.
– فردی مشکلی کوچک را با بیفکری، به چندین مشکل بزرگ تبدیل میکند.
– کسی خود در انجام کاری ناتوان است ولی برای دیگران مشاوره غیرمنطقی میدهد.
در واقع، این مثل هشداری است که میگوید قبل از هر تصمیم، باید فکر کرد؛ چون گاهی اوقات «درمان نادرست، از درد اولیه بدتر است.»
روزی موشی کوچک در کوچهای پرسه میزد تا جایی برای زندگی پیدا کند. ناگهان چشمش به درِ باز خانهای قدیمی افتاد. وارد خانه شد و پیرزنی را دید که مشغول کار بود. موش بیصدا کنار رفت، به انباری خانه رفت و با دیدن انباری پر از گردو و پنیر، با خودش گفت:
«چه جای خوبی! همینجا لانهام را میسازم.»
موش بعد از گشتن، سوراخی کوچک در دیوار دید و داخل آن رفت. جای دنجی بود و فکر کرد باید آن را مرتب کند و وسایلش را به اینجا بیاورد. از سوراخ بیرون آمد و چشمش به جارو افتاد که گوشهی انبار بود. تصمیم گرفت آن را هم به لانهاش ببرد.
اما سوراخ کوچکتر از آن بود که جارو از آن عبور کند. موش برای حل مشکل شروع به فکر کردن کرد و گفت:
«جارو را به دمم میبندم و بعد وارد سوراخ میشوم!»
همین کار را کرد، ولی هنوز داخل سوراخ نشده بود که پیرزن وارد انبار شد. ناگهان دید جارویی از سوراخ بیرون آمده! با تعجب جارو را کشید و دم موش با جارو از جا کنده شد. پیرزن خندید و گفت:
«موش تو سوراخ نمیرفت، جارو هم به دمش بسته!»
از آن روز، این جمله بین مردم به صورت مثل درآمد.
موش بیچاره با دم زخمی فرار کرد و در کوچهها بچهها او را مسخره کردند تا بالاخره ناپدید شد.
خونهی خاله موشه
یه لونهی قشنگ بود
کجا؟ سوراخِ دیوار
حیف که یه ذره تنگ بود
خاله موشه حیاط رو
جارو میزد صبح تا شب
سلیقهاش حرف نداشت
تمیز بود و مرتب
دمش رو با یه جارو
شکل دم شیر میکرد
میخواست بره تو خونه
جارو به در گیر میکرد
همسایهها میخندیدند
میگفتند با خنده و بست:
**موش تو سوراخ نمیرفت
جارو به دمش میبست!**
1. برای حل مشکل کوچک، دردسر بزرگتری درست نکنیم.
2. راهحل غیرمنطقی همیشه مسیر اشتباه است.
3. گاهی سادهترین راه، بهترین راه برای رفع مشکل است.
4. پیش از تصمیمگیری، باید شرایط را سنجید تا نتیجه زیانبار نباشد.
این مثل در چه مواقعی استفاده میشود؟
وقتی کسی برای مشکلی کوچک، راهحلی پرخطر یا اشتباه ارائه دهد.
هدف از بیان این مثل چیست؟
یادآوری این نکته که نباید بدون فکر و سنجش، کاری انجام دهیم.
آیا این مثل فقط جنبه طنز دارد؟
خیر، درون آن پند و حکمت نهفته است؛ یعنی قبل از تصمیمگیری باید عاقلانه رفتار کنیم.
اصل داستان از کجاست؟
این حکایت ریشه در ادبیات عامیانه ایرانی دارد و میان مردم کوچه و بازار روایت میشده است.
نوشتن یک دیدگاه