روایت کامل جنگ ۱۲ روزه؛ از حمله اول تا پاسخ ایران | نقش نیروهای مسلح و مردم
خبر خبر جدید

روایت کامل جنگ ۱۲ روزه؛ از حمله اول تا پاسخ ایران | نقش نیروهای مسلح و مردم

  • 5 دسامبر 2025
  • بدون دیدگاه

حمله برق‌آسای دشمن، غافلگیری عملیاتی و بازیابی سریع ایران در جنگ ۱۲ روزه؛ روایتی واقعی و پرجزئیات از سحرگاهی که ایران هدف یک تهاجم ترکیبی قرار گرفت.

سحرگاهی که ایران آرام نماند

تصور کن هنوز هوا رو به روشن شدن است و شهر در سکوت صبحگاهی فرو رفته. همان لحظه اولین موج حمله می‌رسد؛ پرنده‌های پنهان‌کار، قطع‌های لحظه‌ای سیستم‌های ارتباطی، پهپادهایی که از چند نقطه شهر بالا می‌آیند و همزمان چند چهره کلیدی ترور می‌شوند. هدف دشمن روشن بود: شوک. اینکه ایران حتی فرصت فکر کردن نداشته باشد.

پوردستان می‌گوید دشمن پشت پرده «مذاکرات واشنگتن» همه‌چیز را چیده بود. ظاهرش آرام بود، اما داخلش نقشه‌ای چهل‌ساله خوابیده بود؛ از نفوذ و جمع‌آوری اطلاعات گرفته تا طراحی حمله‌ای ترکیبی با مشارکت پنهان ناتو. هدف هم فقط چند تأسیسات دفاعی نبود. هدف، به‌معنای واقعی کلمه، تجزیه ایران بود.

غافلگیری هم نه به‌معنای بی‌خبری، بلکه به‌معنای اینکه حجم و نوع حمله فراتر از انتظار بود. اما نقطه مهم اینجاست: ایران فقط چند ساعت طول کشید تا خودش را جمع کند. فرماندهی تثبیت شد، جایگزین‌ها مشخص شدند و نیروها از حالت دفاعی به تهاجمی تغییر وضعیت دادند. همین سرعت بود که نقشه دشمن را شکست.

پاسخ ایران و آغاز «وعده صادق ۳»

خیلی‌ها فکر می‌کردند ایران بعد از حمله اول چند روز درگیر جمع‌کردن شرایط می‌شود، اما فقط چند ساعت بعد یگان‌های موشکی در موقعیت بودند. عملیات «وعده صادق ۳» قبلاً بارها تمرین شده بود. فقط اجرای آن چند ساعت عقب افتاد تا مسیرهای فرماندهی بازسازی شوند.

این عملیات روی یک اصل ساده سوار بود: «پاسخ غافلگیرکننده». یعنی دشمن انتظارش را ندارد و در لحظه‌ای ضربه می‌خورد که فکر می‌کند میدان در دست اوست. همین هم شد. موج اول موشک‌ها که رفت، رسانه‌های رژیم صهیونیستی مجبور شدند اعتراف کنند حجم خسارت‌ها از چیزی که تصور می‌کردند بیشتر بوده است.

به گفته پوردستان، شدت این ضربه به حدی بود که خود صهیونیست‌ها درخواست آتش‌بس دادند. نه از موضع قدرت، از موضع اینکه ادامه‌اش قابل تحمل نبود.

نقش رهبری، مردم و درس‌هایی که جنگ گذاشت

پوردستان روی یک نکته خیلی حساس تأکید می‌کند: هدایت رهبری. در آن چند ساعت بحرانی که همه‌چیز می‌توانست به‌هم بریزد، تصمیم‌ها دقیق، کوتاه و روشن بود. جایگزینی فرماندهان، تعیین خطوط جدید، و ایجاد وحدت فرماندهی باعث شد هیچ خلأی باقی نماند.

اما مردم؟ او می‌گوید مردم حتی قبل از نیروهای مسلح وارد میدان شدند. مثل صحنه‌هایی که در بحران‌ها دیده‌ایم؛ وقتی مردم از سر مسئولیت و غیرت اجتماعی کاری می‌کنند که هیچ دشمنی نمی‌تواند پیش‌بینی‌اش کند. دشمن فکر کرده بود جامعه دودسته می‌شود یا بی‌تفاوت می‌ماند. اما اینجا چیزی که دید، همبستگی بود.

پوردستان سه درس مهم از این جنگ می‌گوید:

یکی اینکه نباید به وعده‌های دشمن اعتماد کرد.

دوم اینکه مردم سنگ‌بنای امنیت‌اند.

و سوم اینکه وحدت، آن هم در لحظه بحران، مهم‌ترین سلاح یک کشور است.

شباهت حمله دشمن با عملیات مرصاد

او حمله رژیم صهیونیستی را با عملیات مرصاد مقایسه می‌کند؛ همان‌جایی که منافقین با توهم استقبال مردم وارد مرزها شدند و فکر کردند چند ساعت بعد تهران دستشان است. در جنگ ۱۲ روزه هم دشمن دقیقاً همین اشتباه ذهنی را تکرار کرد: اینکه ملت ایران «هل» می‌شود یا «بی‌تفاوت» می‌ماند. اما چیزی که رخ داد برعکس بود؛ واکنشی سریع، متحد و کم‌نظیر.

به‌گفته پوردستان، بزرگ‌ترین خسارت اسرائیل از این جنگ نه فقط ضربه نظامی، بلکه سوختن شبکه نفوذی بود که ۴۰ سال برای آن هزینه کرده بود. چیزی که بازسازی‌اش تقریباً غیرممکن است.

تقویت پدافند، بازنگری‌ها و نقش فناوری

این جنگ باعث شد نیروهای مسلح به شکاف‌هایی که باید ترمیم می‌شد، دقیق‌تر نگاه کنند. سامانه‌های پدافندی بازچینی شدند، مسیرهای فرماندهی ارتقا یافتند و مأموریت‌های جدیدی برای یگان‌ها تعریف شد.

پوردستان می‌گوید غافلگیری حتی برای آمریکا هم اتفاق می‌افتد. مهم این است که چقدر سریع می‌توانی روی پا بایستی. ایران این آزمون را سریع‌تر از حد انتظار پشت سر گذاشت و حالا تمرکز روی تجهیزات بومی، پهپادهای پیشرفته و هوش مصنوعی بیشتر شده است. دانشمندان جوان هم ستون اصلی این مسیرند.

نقش نظامیان در جنگ ۱۲ روزه

نیروی زمینی ارتش نقش مهمی در این جنگ داشت. ۱۰ تیپ در مرزها مستقر شد، پهپادهای آرش ۱ و ۲ به کار گرفته شدند و شبکه پدافندی یکپارچه فعال شد. پهپاد جاسوسی «هرون» هم توسط همین شبکه سرنگون شد.

در همان ساعات حمله، هر نیرویی کاری کرد که شاید خارج از وظیفه‌اش بود. مثل لودرهای نیروی زمینی که بدون معطلی برای باز کردن مسیرها به محل رفتند، یا یگان‌های دریایی سپاه که تیم‌های امداد و پشتیبانی فرستادند.

چیزی که خیلی دیده شد، حضور داوطلبانه بازنشستگان نظامی بود. پوردستان می‌گوید تعداد درخواست‌ها آن‌قدر زیاد بود که بخشی از زمان نیروها صرف ساماندهی این موج شد. حتی یک سرهنگ بازنشسته گفته بود حاضر است بدون حقوق، پشت توپ ۲۳ میلی‌متری بنشیند تا پهپادهای دشمن را بزند.

ارتش یادآور شد که در دوران دفاع مقدس بیش از سه میلیون نفر را آموزش داده و ۴۶ هزار شهید داشته است. حالا هم همان روحیه در نسل جدید دیده می‌شود؛ روحیه‌ای که ستون امنیت کشور است.

سؤالات متداول

آیا ایران در حمله اول غافلگیر شد؟

در حجم و ترکیب حمله غافلگیر شد، اما نه در آمادگی کلی.

چطور توانست در چند ساعت واکنش تهاجمی نشان دهد؟

به‌خاطر وحدت فرماندهی، تجربه قبلی و طراحی از پیش آماده‌شده عملیات‌ها.

چرا عملیات وعده صادق ۳ این‌قدر مؤثر بود؟

چون دشمن تصور نمی‌کرد ایران چنین سرعتی در بازیابی و چنین توان بومی‌ای داشته باشد.

بزرگ‌ترین خسارت اسرائیل چه بود؟

سوختن شبکه نفوذ و جاسوسی ۴۰ ساله‌اش.

    بدون دیدگاه

    نوشتن یک دیدگاه

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *