**انشای یک دانشآموز از زبان یک لیوان آب** من یک لیوان آب هستم، ساده و بیادعا. شاید در نگاه...
**بهترین کتابی که خواندم** یک روز معلم از ما خواست که درباره بهترین کتابی که خواندهایم بنویسیم. من هم...
خاطرات من با موتور سیکلت یکی از بهترین خاطراتی که در ذهنم مانده، سوار شدن پشت موتور سیکلت پدرم است....
از زبان یک لوستر من یک لوستر بزرگ و قشنگ هستم که از سقف اتاق پذیرایی آویزانم. روزها و شبها...
یک روز در خانه، چشمم به کت پدربزرگ افتاد. آن کت کهنه و ساده، خاطرات زیادی را برایم زنده...
**کشور من** کشور من جایی است که در آن به دنیا آمدهام و بزرگ شدهام. جایی که پدر و...
**انشای یک دانشآموز درباره تسلیم یا مقاومت** گاهی در زندگی به جایی میرسیم که باید تصمیم بگیریم: تسلیم شویم...
**انشای یک دانشآموز از زبان کاپشن** سلام. من یک کاپشن هستم. شاید باور نکنید، اما من هم مثل شما...
شهر من، جایی است که از کودکی در آن بزرگ شدهام. هر گوشهاش خاطرهای برای من دارد. خیابانهایش پر از...
انشای دانشآموزی درباره تفاوت افکار در انسانها همه انسانها از نظر شکل و قیافه با هم فرق دارند. اما تفاوت...