حکایت زیرکی فارسی پنجم با کدام ضرب المثل ارتباط دارد؟ + معنی و لغات مهم
ابتدایی محتوای کمک‌ درسی مدارس

حکایت زیرکی فارسی پنجم با کدام ضرب المثل ارتباط دارد؟ + معنی و لغات مهم

  • 30 نوامبر 2025
  • بدون دیدگاه

حکایت زیرکی فارسی پنجم با کدام ضرب المثل ارتباط دارد؟

پاسخ کوتاه:

حکایت «زیرکی» صفحه ۴۶ فارسی پنجم با ضرب‌المثل «بار کج به منزل نمی‌رسد» ارتباط دارد. (درس پنجم – کتاب فارسی، صفحه ۴۶)

 

حکایت زیرکی – متن کامل و بازنویسی‌شده

در روزگاران دور، مردی مقداری طلا داشت؛ اما چون به کسی اعتماد نداشت، زرها را برداشت و زیر یک درخت دفن کرد. مدتی گذشت. مرد دوباره برگشت تا طلاهایش را بردارد، اما هرچه گشت چیزی پیدا نکرد. با هرکس که صحبت کرد، هیچ‌کس راه چاره‌ای بلد نبود. پس او را نزد حاکم شهر بردند.

حاکم با آرامش گفت: «تو بازگرد؛ من فردا زر تو را پیدا می‌کنم!»

وقتی مرد رفت، حاکم طبیب شهر را صدا زد و پرسید: «ریشهٔ این درخت، داروی چه دردی است؟»

طبیب پاسخ داد: «برای فلان بیماری مفید است.»

حاکم همهٔ طبیبان شهر را جمع کرد و پرسید: «در این روزها چه کسی از این درد شکایت کرده و شما او را به همین درخت راهنمایی کرده‌اید؟»

یکی از طبیبان گفت: «یک ماه پیش، مردی آمد و من او را به این درخت اشاره کردم.»

حاکم آن مرد را طلبید و با نرمی و گاهی درشتی، زرهای پنهان‌شده را از او گرفت و به صاحب اصلی‌اش بازگرداند.

 

معنی حکایت زیرکی به زبان ساده

این حکایت دربارهٔ مردی است که به جای اعتماد کردن، زرهایش را زیر یک درخت پنهان می‌کند. پس از مدتی که برای برداشتن آن‌ها برمی‌گردد، می‌بیند طلاها نیستند. حاکم با هوش و زیرکی متوجه می‌شود تنها کسی که می‌توانسته به سراغ آن درخت برود، بیماری بوده که طبیب او را به ریشهٔ همان درخت راهنمایی کرده. پس دزد پیدا می‌شود و طلاها برمی‌گردد. پیام اصلی حکایت این است که کار نادرست و غلط، هیچ‌وقت به سرانجام خوب نمی‌رسد.

یعنی همان «بار کج به منزل نمی‌رسد»!

 

لغات مهم حکایت زیرکی

  • زر: طلا
  • دفن کرد: زیر خاک پنهان کرد
  • طلبید: جست‌وجو کرد
  • بازنیافت: پیدا نکرد
  • درمان ندانست: راه چاره نیافت
  • حاکم: فرمانروا، قاضی
  • طبیب: پزشک
  • حاصل کنم: به دست بیاورم
  • اشارت کرد: اشاره نمود
  • بِستَد: گرفت
  • باز داد: پس داد
  • نرمی و درشتی: آرامش و تهدید

کلمات هم‌خانواده حکایت زیرکی

  • زر: زرین، زراندوز
  • دفن: تدفین، مدفون
  • حاصل: محصول، حاصلخیز
  • طبیب: طب، طبابت
  • شکایت: شاکی، شکوه
  • اشارت: اشاره، اشارتگر
  • حاکم: حکم، احکام، محکوم
  • اعتماد: معتمد

کلمات متضاد (مخالف)

  • دفن کرد ≠ پیدا کرد
  • بازنیافت ≠ یافت
  • نرمی ≠ درشتی
  • بِستَد ≠ داد
  • مردی ≠ زنی

معنی برخی جمله‌های مهم حکایت

  • بعد از مدّتی بیامد و زر طلبید، باز نیافت: پس از مدت‌ها آمد و طلا را جست‌وجو کرد؛ اما پیدا نکرد.
  • حاکم از جملهٔ طبیبان شهر بپرسید: حاکم از همهٔ پزشکان شهر پرسید.
  • زر را بستد و باز داد: طلا را گرفت و به صاحبش بازگرداند.

پیام حکایت زیرکی

پیام حکایت با ضرب‌المثل «بار کج به منزل نمی‌رسد» ارتباط دارد، چون کسی که زرها را دزدیده بود، فکر می‌کرد هیچ‌وقت گرفتار نمی‌شود، اما در نهایت مجبور شد مال دزدی را پس بدهد.

 

جدول خلاصه درس برای مرور سریع

بخشتوضیح
موضوع حکایتپیدا شدن دزد زرها با زیرکی حاکم
پیام حکایتکار غلط به نتیجه نمی‌رسد
ضرب‌المثل مرتبطبار کج به منزل نمی‌رسد
شخصیت‌هامرد صاحب زر – طبیب – حاکم – مرد بیمار
کلیدواژه‌هازر، دفن، طبیب، حاکم، شکایت

مفهوم نهایی حکایت با بیانی ساده و شیرین

این حکایت می‌گوید هرکس راه نادرست را انتخاب کند، دیر یا زود نتیجهٔ آن را می‌بیند. دزد زرها فکر می‌کرد هیچ‌کس نمی‌فهمد، اما زیرکی حاکم او را رسوا کرد. درست مثل وقتی که آدم فکر کند با میان‌برهای عجیب‌وغریب می‌تواند زودتر به مقصد برسد، اما آخرش وسط راه گیر می‌کند!

پس همیشه باید راه درست را انتخاب کرد؛ حتی اگر کمی طولانی‌تر باشد.

    بدون دیدگاه

    نوشتن یک دیدگاه

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *