گزارش کامل گفتوگوی جنجالی زینب موسوی در رک مجید واشقانی
- 10 دسامبر 2025
- بدون دیدگاه

روایت صریح و بدون سانسور زینب موسوی در برنامه «رُک»، از شوخی جنجالی تا هجمه سنگین، نفرت جمعی، ممنوعیت فعالیت و نگاهش به آزادی بیان.
بااینکه به شخصه از این آدم متنفرم ولی برای اینکه برنامه رک رو پوشش میدیم مجبور به گذاشتن متن مصاحبه هستیم.
لینک پخش رو هم نمیزارم فقط متنش روبخونید.
آنچه می خوانید
این گفتوگو یکی از صریحترین و شاید شخصیترین گفتگوهایی است که از زینب موسوی دیده شده؛ گفتوگویی که از یک شوخی شروع میشود اما خیلی زود میرسد به بحثهایی مثل تابوشکنی، نفرت جمعی، فشار روانی، محدودیتها، آزادی بیان و تجربهای که خودش نامش را «حجمه ملی» میگذارد.
مجید واشقانی از همان ابتدا میگوید حتی قبل از شروع برنامه با هم دعوا کردند. موسوی هم با خنده توضیح میدهد که «دعوای امروز در برابر دعواهای زندگیاش هیچ بوده». این چند دقیقه اول، لحن کل گفتگو را مشخص میکند: صریح، بیپرده و بدون اینکه کسی نقش بازی کند.
مجری معرفیاش میکند: دختر قمی، سازنده شخصیت «امپراتور کوزکو»، کسی که پشت یک چادر خانگی محتوا ساخت و خیلی بیپرده سراغ سیاست، جامعه و فرهنگ رفت.
خودش هم توضیح میدهد که «سید زینب» و «زینب سادات» هیچ تفاوتی ندارند و فقط انتخاب پدرش بوده.
موسوی میگوید ۹ سال و نیم است که در استندآپ کمدی فعالیت دارد و از اول دنبال این بوده که خطوط قرمز رایج را کمی جابهجا کند.
او بارها از شوخی با موضوعاتی مثل رئیسجمهورها، سیاستمدارها و حتی روایتهای مشهور حرف میزند و تأکید میکند که هیچ کمدینی نمیتواند بدون آزمون و خطا فضای طنز را جلو ببرد.
بخش مهم گفتگو همینجاست.
موسوی میگوید این اولین بار نبود که با داستانهای شاهنامه شوخی میکرد. سال ۱۳۹۶ هم در تلویزیون (خندوانه) ماجرای رستم و سهراب را با زبان طنز تعریف کرده بود؛ بدون اینکه کسی ایرادی بگیرد.
اما این بار –با فرم و شخصیتپردازی متفاوت– ناگهان همه چیز عوض شد.
به قول خودش:
«یه دفعه یه هجمه ملی علیه من اتفاق افتاد.»
از راستترین طیفها تا چپترین، از کاربران معمولی تا چهرههای رسانهای…
همهجا صحبت از «توهین به فردوسی» بود.
او صحنهای را روایت میکند که هر کسی که محتوای آنلاین تولید کرده باشد احتمالاً به نوعی لمسش کرده:
واشقانی همانجا وسط برنامه وارد صفحهاش میشود، کامنتها را میبیند و میگوید «وحشتناکتر از چیزیه که فکرش رو میکنید».
بیپرده میگوید:
«یک دفعه تبدیل شدم به یک زینب موسوی منفور.»
فشار آنقدر زیاد بوده که بعضی مهمانهای دیگر برنامه رک حتی گفته بودند اگر موسوی دعوت شود، خودشان به برنامه نمیآیند یا شکایت میکنند.
میگوید فعلاً اجازه فعالیت ندارد.
واشقانی میپرسد اگر دوباره آزاد باشد کسی به او تبلیغ میدهد؟
موسوی جواب میدهد: شاید فقط صفحات ترک اعتیاد و مسائل جنسی، که آنها را هم قبول نمیکند.
بهقول خودش: «من هیچوقت اون تبلیغارو نمیپذیرم.»
او برای اولینبار میگوید که قرارداد ۱۰ قسمت برنامه طنز درباره فردوسی داشته؛ با هدف نزدیککردن مردم و نوجوانها به شاهنامه.
۴ قسمت ضبط شده، ۲ قسمت پخش شده و پروژه متوقف شده.
موسوی میگوید فحش شنیدن دقیقاً همان تأثیری را روی بدن میگذارد که ضربه.
حتی در خیابان هم نگاه سنگین مردم را حس کرده.
نکته مهم: خودش را قربانی معرفی نمیکند؛ فقط تجربهاش را توضیح میدهد.
در میان روایتهای تلخ، یک بخش نرم و انسانی هم هست:
همسرش «مهرداد» شبها بیدار میمانده و تکتک کامنتهای توهینآمیز را پاک میکرده تا شاید کمتر ببیند و کمتر اذیت شود.
به یکی از مهمترین بخشهای گفتگو که ربطی مستقیم به جنسیت دارد اشاره میکند:
او معتقد است جامعه هنوز زن کمدین را جدی نمیپذیرد.
بهقول خودش:
«وقتی یه زن طنز طراحی میکنه، جامعه پسش میزنه…
ولی کوزکو دیوونهست، بهش حرجی نیست.»
او خودش را فمینیست معرفی میکند و میگوید همین موضوع، یکی از دلایل شدت حملهها بوده.
در قسمت پایانی گفتگو، موسوی توضیح میدهد که در سالهای اخیر فشار اقتصادی و اجتماعی باعث شده مردم از هر نوع اجتماع و گروه فاصله بگیرند.
میگوید دیگر:
و بعد میرسد به جملهای که حالا از نقلقولهای ثابت او شده:
«نفرت از من، تنها جامعهای بود که مردم توش راحت احساس تعلق کردن؛ جایی که کسی قضاوت نمیشد.»
مجید واشقانی تصویری میسازد از میدانی پر از فحش و خشم، میگوید فکر کن الان آنجایی؛ پشت میکروفون.
موسوی هم برای اولینبار مستقیم خطاب به مردم حرف میزند.
میگوید اتفاقی که افتاده هم زیبا بوده هم دردناک؛ چون نشان داده جامعه چقدر از هم دور شده و چقدر نیاز به گفتگو دارد.
چرا شوخی زینب موسوی با فردوسی اینقدر جنجالی شد؟
چون برخلاف دفعات قبلی، اینبار روایت، فرم و کاراکتر متفاوت بود و بلافاصله موجی سراسری از برداشتهای «توهین» شکل گرفت.
آیا او از شوخیهایش دفاع میکند؟
بله؛ اما در عین حال میپذیرد که آزمون و خطا بخشی از طنز است و بعضی جاها هم میتواند اشتباه باشد.
آیا اجازه فعالیت دارد؟
طبق گفته خودش در مصاحبه، فعلاً اجازه فعالیت ندارد.
چرا این حجم از نفرت شکل گرفت؟
از نظر موسوی، جامعه بهدنبال یک نقطه مشترک برای تخلیه فشار بوده و «نفرت» سادهترین راه تعلق جمعی است.
نوشتن یک دیدگاه