شعر پند اثر مهدی اخوان ثالث از کتاب زمستان
- 11 جولای 2026
- بدون دیدگاه
با سلام به کاربران سراسری 24 امروز با پند از مهدی اخوان ثالث با شما خواهیم بود.
با ما همراه باشید.
بخز در لاکت ای حیوان !
که سرما نهانی دستش اندر دست مرگ است مبادا پوزه ات بیرون بماند که بیرون برف و باران و تگرگ است نه قزاقی ، نه بابونه ، نه پونه چه خالی مانده سفره ی جو کناران هنوز ای دوست ، صد فرسنگ باقی ست ازین بیراهه تا شهر بهاران مبادا چشم خود برهم گذاری نه چشم اختر است این ، چشم گرگ است همه گرگند و بیمار و گرسنه بزرگ است این غم ، ای کودک !
بزرگ است ازین سقف سیه دانی چه بارد ؟
خدنگ ظالم سیراب از زهر بیا تا زیر سقف می گریزیم چه در جنگل ، چه در صحرا ، چه در شهر ز بس باران و برف و باد و کولاک زمان را با زمین گویی نبرد است مبادا پوزه ات بیرون بماند بخز در لاکت ای حیوان !
که سرد است
نوشتن یک دیدگاه