انشا در مورد اگر کفش بالدار داشتم به کجا سفر می کردم؟
- 5 جولای 2026
- بدون دیدگاه

**انشای یک دانشآموز: اگر کفش بالدار داشتم، به کجا سفر میکردم؟**
اگر یک جفت کفش بالدار داشتم، اولین جایی که میرفتم خانه پدربزرگ و مادربزرگم بود. خیلی دلم برایشان تنگ شده و دوست دارم زودتر آنها را ببینم. بعد از آن، به بالای یک کوه بلند پرواز میکردم تا از آن بالا به تمام شهر نگاه کنم و زیبایی آن را تماشا کنم.
در ادامه، به یک جنگل بزرگ و سرسبز میرفتم تا صدای پرندهها را بشنوم و از نزدیک حیوانات مختلف را ببینم. یک روز هم به کنار دریا میرفتم تا روی آب راه بروم و با امواج بازی کنم. دوست داشتم به یک روستای آرام و زیبا هم سری بزنم و هوای پاک آنجا را نفس بکشم.
با این کفشهای بالدار میتوانستم به تمام کشورهای دنیا سفر کنم. مثلاً به پاریس بروم و برج ایفل را از بالا ببینم یا به مصر سفر کنم و از نزدیک اهرام ثلاثه را تماشا کنم. بهترین چیز این بود که میتوانستم هر روز به یک جای جدید بروم و هیچ وقت دیر به مدرسه نرسم. صبح که بیدار میشدم، چند دقیقه پرواز میکردم و سر کلاس حاضر میشدم.
داشتن کفش بالدار یعنی آزادی و دیدن جاهایی که فقط در خواب میدیدم. با آن میتوانستم به هرکجا که دلم میخواهد بروم و هیچ راه بستهای برایم وجود نداشت.

**اگر کفش بالدار داشتم، به کجا سفر میکردم؟**
همیشه آرزو داشتم کفشی داشته باشم که بتواند پرواز کند. اگر چنین کفشی داشتم، اول از همه به آسمان میرفتم. ابرها را لمس میکردم و از بالا به کوهها و دریاها نگاه میکردم. بعد به جنگلهای سبز و پر از درخت سفر میکردم تا صدای پرندگان را بشنوم.
سپس به سرزمینهای دور میرفتم؛ جاهایی که فقط در کتابها دیده بودم. مثلاً به قصرهای قدیمی یا جزیرههای گرمسیری. دوست داشتم به روستاهای کوچک هم سر بزنم و با مردم مهربان آنها گفتگو کنم.
در نهایت، شب که میشد، روی بلندترین کوه مینشستم و به ستارهها نگاه میکردم. آنقدر بالا میرفتم که انگار میتوانم ماه را لمس کنم. این سفرها به من یاد میداد که دنیا چقدر بزرگ و زیباست.
اگر یک جفت کفش پرنده داشتم، به کجا میرفتم؟ معلم این سؤال را روی تخته نوشت و من در دنیای خیالم غرق شدم. تصویرهای قشنگ و رنگارنگ توی ذهنم شکل میگرفتند. کفشهای پرنده میتوانستند من را به هر جایی که میخواهم ببرند. اولین جایی که میرفتم، خانه مادربزرگ بود.
او توی یک روستای قدیمی در یک شهر دوردست زندگی میکند، جایی که خانهها از کاه و گل ساخته شدهاند و خبری از ساختمانهای بلند نیست. با این کفشها، اول به خانه او میرفتم. چند روز یا چند هفته پیشش میماندم و هر کاری از دستم برمیآمد برایش انجام میدادم. میتوانستم با کفشهای پرنده سریع به شهر بروم و خریدهای مادربزرگ را انجام دهم. وقتی کمک به او تمام میشد، به خانه یک دوست قدیمی میرفتم. وقتی بچه بودیم، او با خانوادهاش به شهر دیگری نقل مکان کرد. خانهاش وسط یک جنگل بزرگ و سرسبز است. او همیشه توی آن جنگل عکس میگیرد و برای من میفرستد.
بعد، راهی مقصد بعدی میشدم تا دوستی را ببینم که سالهاست از نزدیک ندیدهام. با پرندهها همراه میشدم و از میان ابرها رد میشدم تا به او برسم. کفشهای پرنده میتوانستند من را سریع از شهری به شهر دیگر ببرند. در راه، از شهرهای مختلف هم دیدن میکردم و غذاهای محلی آنها را امتحان میکردم. بعد از دیدار دوست عزیزم، به خانه برمیگشتم چون دوری از پدر و مادر هم سخت است. وقتی از جاهای مختلف رد میشدم، برای آنها سوغاتی میخریدم تا خوشحالشان کنم. بعد از دیدن آنها، دوباره کفشهای پرنده را میپوشیدم و تا جایی که ممکن بود شهرهای دور و نزدیک را میگشتم و با فرهنگ و رسمهای هرکدام آشنا میشدم. این بار سفر طولانیتر میشد و سوغاتیهایم هم بیشتر. در راه برگشت، دوباره سری به خانه مادربزرگ میزدم و این بار او را هم با خودم به خانه میبردم.
برای اطلاعات بیشتر، به مقاله انشا اگر می توانستم دنیا را تغییر دهم مراجعه کنید.
در صورت علاقهمندی، مطلب انشا در مورد شهر من را از دست ندهید.
اگر سوالاتی دارید، مقاله انشا در مورد تسلیم یا مقاومت؟ به شما کمک خواهد کرد.
مقاله انشا در مورد جامدادی منبع بسیار خوبی برای یادگیری بیشتر است.
در صورت علاقهمندی، مطلب انشا در مورد تصادف را از دست ندهید.
اگر به این موضوع علاقه دارید، انشا از زبان کاپشن را از دست ندهید.
در این مقاله انشا در مورد دانشگاه اطلاعات مفیدی آمده است.
برای گسترش دانش خود، مقاله انشا درباره مهمانی خانوادگی را مطالعه کنید.
اطلاعات جامعتری در مورد این موضوع را در انشا در مورد تفاوت افکار در انسان ها پیدا کنید.
اطلاعات جامعتری در مورد این موضوع را در انشا در مورد زندگی بدون ماشین پیدا کنید.
نوشتن یک دیدگاه