ادبیات

شعر آغاز اثر احمد شاملو از کتاب آیدا در آئینه

  • 11 جولای 2026
  • بدون دیدگاه

با سلام به کاربران سراسری 24 امروز با آغاز از احمد شاملو با شما خواهیم بود.

با ما همراه باشید.

بی گاهان به غربت به زمانی که خود در نرسیده بود – چنین زاده شدم در بیشه جانوران و سنگ، و قلبم در خلاء تپیدن آغاز کرد
*
*
* گهواره تکرار را ترک گفتم در سرزمینی بی پرنده و بی بهار نخستین سفرم باز آمدن بود ازچشم اندازهای امید فرسای ماسه و خار، بی آن که با نخستین قدم های نا آزموده نوپائی خویش به راهی دور رفته باشم نخستین سفرم باز آمدن بود
*
*
* دور دست امیدی نمی آموخت لرزان بر پاهای نوراه رو در افق سوزان ایستادم دریافتم که بشارتی نیست چرا که سرابی در میانه بود
*
*
* دور دست امیدی نمی آموخت دانستم که بشارتی نیست:
این بی کرانه زندانی چندان عظیم بود که روح از شرم ناتوانی دراشک پنهان می شد

    بدون دیدگاه

    نوشتن یک دیدگاه

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *