ضرب المثل سمور + معنی و راز پنهان
- 27 نوامبر 2025
- بدون دیدگاه
آنچه می خوانید
ضربالمثل «شب سمور گذشت و لب تنور گذشت» یکی از ماندگارترین مثلهای فارسی است که زمانی به کار میرود که فرصتها از دست رفتهاند و دیگر امکان جبران وجود ندارد. این تعبیر، هم معنای هشدار دارد، هم تلنگر، و هم یادآور این حقیقت که زمان هیچ تعارفی با هیچکس ندارد؛ چه در ناز و نعمت باشی، چه در سختی و فقر، شب میگذرد و روز حساب فرا میرسد.
در نگاه قدیمیتر، «سمور» اشاره به رختخواب گرم و نرم پوست سمور دارد؛ چیزی مخصوص توانگران و خوشگذرانها.در برخی دیدگاهها نیز ریشه این واژه به «سمر» عربی بازمیگردد؛ یعنی شبنشینی و شبگذرانی. در هر دو حالت، معنا روشن است: شب آسایش ثروتمندان در رختخوابهای گرم، در کنار شب سخت فقرا کنار تنور، هر دو تمام میشود. آنچه باقی میماند، رفتار آدمها و نتیجه اعمالشان است.
یکی از روایتهای مشهور، ماجرای شبی زمستانی است که محمود غزنوی در بستر گرم سمور خفته بود و همان زمان، گدایی بیپناه شبش را کنار تنوری نیمهگرم به صبح رساند. صبح که شد، گدا با صدایی بلند گفت: «ای محمود! شب سمور گذشت و لب تنور گذشت!»
این جمله، نهتنها اشاره به تضاد طبقاتی دارد، بلکه یادآور میشود که هیچکس از گذر زمان مصون نیست؛ شب تمام میشود و حساب کارها باقی میماند.
روایتی امروزی و طنزآلود هم وجود دارد که فضای کارتونی دارد. در جنگلی خیالی به نام «جینگیل»، سمور جوانی با شجاعت افراطی تصمیم میگیرد مقابل چند حیوان قلدر بایستد. نصیحت پدرش را نادیده میگیرد و سرانجام آنقدر کتک میخورد که شبش بهجای رختخواب نرم، کنار تنور و گرمای آتش میگذرد.
از آن زمان هرکس بدون تدبیر وارد کاری شود و از نصیحت دلسوزانه فرار کند، میگویند: «دیدی؟ شب سمور نگذشت، شب تو لب تنور گذشت!»
در برخی منابع ادبی، شعرهایی با مضمون این مثل آمده که بهزیبایی تضاد میان ناز و نعمت و رنج و فقر را نشان میدهد. محور همه آنها یک پیام تکراری است: شب میگذرد؛ اما اثر رفتار انسان باقی میماند.
پیام اصلی این ضربالمثل روشن است: زمان منتظر نمیماند. نه قدرت، نه ثروت و نه فقر و سختی، هیچکدام نمیتوانند گذر شب و روز را متوقف کنند. هرکس مسئول آن چیزی است که در این زمان انجام داده یا نداده است.
در معنای امروزی، «شب سمور» همان فرصت طلایی و «لب تنور» زمان نتیجه گرفتن است. اگر در لحظه مناسب تصمیم نگیری، نان زندگیات یا خام میماند یا میسوزد. این مثل دقیقاً همان لحظهای است که یادمان میاندازد: وقتی فرصت گرم است باید از آن استفاده کرد.
در نگاه اجتماعی، این مثل شبیه «زمستون رفت و روسیاهی به زغال موند» است. یعنی پس از گذشت دورهها و شرایط، تنها چیزی که از آدم باقی میماند رفتار، انصاف، کردار و تأثیری است که روی دیگران گذاشته است.
تصور کن سالها بعد به شهری که خدمت سربازی را در آن گذراندهای برمیگردی و میبینی تمام آن افسرها که روزی قدرت داشتند، دیگر نیستند و تنها خاطره رفتارشان باقی مانده. همانجا زیر لب میگویی: «شب سمور گذشت و لب تنور گذشت… همه چیز گذراست، تنها رفتار آدمها میماند.»
این مثل به ما یاد میدهد که فرصتها محدودند؛ شب آسایش و شب سختی هر دو میگذرند. مهم این است که وقتی به «لب تنور» میرسیم، نتیجه اعمالمان چه باشد؛ دستمان پر باشد یا خالی.
هر وقت در آستانه تعلل یا تصمیم غلط بودیم، کافیست یادمان بیاید:
شب سمور میگذرد؛ مواظب باش وقتی به لب تنور رسیدی، حسرت به دلت نماند.
معنی اصلی این ضربالمثل چیست؟
یعنی فرصتهای طلایی گذشته و دیگر امکان جبران وجود ندارد؛ باید نتیجه اعمال را پذیرفت.
سمور در این مثل به چه معناست؟
نماد رختخواب گرم و آسایش است؛ تضادی در برابر «لب تنور» که نماد سختی و حقیقتِ نتیجه کارهاست.
در چه موقعیتهایی از این مثل استفاده میشود؟
وقتی زمان مناسب برای انجام کاری گذشته یا وقتی کسی قدر فرصت و قدرتش را ندانسته باشد.
پیام اخلاقی مثل چیست؟
وقتشناسی، مسئولیتپذیری و توجه به گذر زمان؛ شب میگذرد اما اثر رفتار انسان میماند.
نوشتن یک دیدگاه