انشا از زبان یک خط کش
- 5 جولای 2026
- بدون دیدگاه

من یک خطکش هستم؛ صاف و کشیده. همیشه در جعبه مداد کنار دوستانم میخوابم. کار من اندازه گرفتن و کشیدن خطهای صاف است. در مدرسه، بچهها از من برای کشیدن خطهای مستقیم در دفتر ریاضی و نقاشی استفاده میکنند. وقتی دانشآموزی با دقت مرا روی کاغذ میگذارد و مداد را کنار من میکشد، یک خط صاف و مرتب به وجود میآید. گاهی اگر کسی عجله کند، من لیز میخورم و خط کج میشود. آن وقت معلم میگوید: «دقت کن، خطکش را محکم بگیر.» من دوست دارم همیشه تمیز باشم تا بتوانم خوب کار کنم. بعضی وقتها بچهها با من بازی میکنند یا روی من نقاشی میکشند، اما من باز هم کارم را انجام میدهم. خوشحالم که میتوانم به دانشآموزان کمک کنم تا نوشتهها و نقاشیهایشان مرتب باشد.

**یک روز از زبان خطکش**
من یک خطکش ساده هستم. شاید در نگاه اول فقط یک وسیلهی معمولی به نظر بیایم، اما در دنیای درس و مشق، نقش مهمی دارم. هر روز صبح، کنار دوستان دیگرم یعنی مداد، پاککن و دفتر، در جعبهی مدادی منتظر میمانم تا دانشآموز دستش را به سوی من دراز کند.
وقتی مرا برمیدارد، با دقت روی کاغذ میگذارم و کنار خطهای دفتر میخوابم. مأموریت من این است که راه را به مداد نشان دهم تا خطهای صاف و مرتبی بکشد. اگر من نباشم، خطها کج و معوج میشوند و نوشتهها نامرتب به نظر میرسند.
گاهی هم دانشآموز با من خط میکشد، شکلهای هندسی میسازد یا حتی اندازهگیری میکند. من در تمام این کارها همراه او هستم. از دیدن نقاشیها و خطهای زیبایی که با کمک من کشیده میشود، خوشحال میشوم.
شاید من فقط یک خطکش باشم، اما به دانشآموز یاد میدهم که نظم و دقت چقدر مهم است. هر خط صاف من، یک درس کوچک از انضباط و تلاش است. پس دفعهی بعد که مرا در دست گرفتی، یادت باشد که من دوست وفادار تو در مسیر یادگیری هستم.
من یک خطکش معمولیام که بیشتر وقتها روی میز یک دانشآموز جا خوش میکنم. شاید اولش فکر کنید فقط برای کشیدن خطهای صاف به کار میآیم، اما اگر کمی دقت کنید، حرفهای زیادی برای گفتن دارم.
هر روز صبح، کنار مداد و دفتر از خواب بیدار میشوم. وقتی صاحبم دستش را به سمت من دراز میکند، میفهمم که وقت کار رسیده است. من کمک میکنم که خطها صاف و مرتب کشیده شوند و دفتر تمیز و منظم بماند. اگر من نباشم، خطها کج و شلوغ میشوند و همه میگویند چرا دفتر اینقدر به هم ریخته است.
بعضی وقتها، مخصوصاً سر کلاس ریاضی، کارم خیلی زیاد میشود. اندازهگیریها بدون من درست از آب درنمیآید. وقتی عددها دقیق به دست میآیند، حس میکنم کار مهمی انجام میدهم. من یادآور نظم و دقت هستم. اگر فقط کمی تکان بخورم، نتیجه فرق میکند. این موضوع به من نشان داده که در زندگی هم دقت چقدر اهمیت دارد.
البته همیشه با من مهربان نیستند. گاهی از من برای کارهایی استفاده میشود که دوست ندارم. بعضی دانشآموزان مرا روی میز میکوبند یا خم میکنند. حتی بعضی وقتها تبدیل به اسباببازی میشوم و این باعث میشود خط و خش بیفتم یا بشکنم. دیگر نمیتوانم درست کار کنم و ناراحت میشوم.
من شاهد زحمتها و خستگیهای زیادی بودهام. وقتی دانشآموز تا دیروقت درس میخواند، من کنارش هستم. صدای ورق خوردن دفتر و مداد را میشنوم و میفهمم که آینده دارد ساخته میشود. شاید نقش من کوچک باشد، اما بدون من بعضی کارها سختتر میشود.
بعضی وقتها هم در گوشه کیف مدرسه جا میمانم. در تاریکی کیف، به این فکر میکنم که آیا فردا دوباره به کار میآیم یا نه. وقتی دوباره بیرون میآیم و روی میز قرار میگیرم، خوشحال میشوم. چون میدانم هنوز به من نیاز هست.
من فقط یک خطکش پلاستیکی یا فلزی نیستم. من وسیلهای هستم که به نظم، دقت و صبر کمک میکند. دوست دارم با من با احترام رفتار شود تا بتوانم کارم را درست انجام دهم.
اگر روزی مرا در دست گرفتید، یادتان باشد که من فقط برای کشیدن خط نیستم؛ من به شما یاد میدهم که در زندگی هم باید راهها را صاف، دقیق و درست انتخاب کنید.
در این مقاله انشا در مورد گفت و گو بین آسمان و زمین اطلاعات مفیدی آمده است.
برای اطلاعات بیشتر، به مقاله انشا در مورد مشقت مراجعه کنید.
این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه انشا در مورد اگر کفش بالدار داشتم به کجا سفر می کردم؟.
مقاله انشا از زبان شال گردن حاوی اطلاعات جامعی است.
توصیه میکنیم حتماً مقاله انشا در مورد زبان مادری را مطالعه کنید.
نوشتن یک دیدگاه