انشا در مورد گفت و گو بین آسمان و زمین
- 5 جولای 2026
- بدون دیدگاه

در یک روز آرام و زیبا، آسمان و زمین با هم حرف میزدند. آسمان به زمین گفت: «من همیشه با ابرهایم به تو باران میدهم تا سبز و شاداب بمانی.» زمین لبخند زد و جواب داد: «و من هم با گلها و درختانم تو را قشنگتر میکنم. ما دو تا مثل دو دوست هستیم که به هم کمک میکنیم.» آسمان گفت: «بله، بدون تو من تنها میشوم و بدون من تو خشک میمانی. پس بهتر است همیشه با هم باشیم و از هم مراقبت کنیم.»

یک انشای ادبی و توصیفی درباره گفتوگوی میان آسمان و زمین نوشته شده است. این نوشته برای دانشآموزان تهیه شده تا با روش نوشتن و تقویت مهارتهای نگارشی آشنا شوند. با ما در سراسری ۲۴ همراه باشید.
آسمان و زمین با هم دوستهای صمیمی و جدانشدنی بودند. هر کدام از آنها دوست داشتند جای دیگری زندگی کنند. آسمان فکر میکرد زمین پر از چیزهای شگفتانگیز است و هر روز یک اتفاق تازه در آن رخ میدهد. زمین هم بارها به این فکر کرده بود که تماشای آدمها از بالا و زندگی در میان ابرها و پرندهها خوشتر از جای خودش است. یک روز، پرندهای که بین زمین و آسمان پرواز میکرد، به آنها پیشنهاد داد که دنیای خودشان را برای یکدیگر توصیف کنند.
آسمان گفت: «ای زمین پهناور که انسانها و موجودات زیادی را در خود جای دادهای، از زیباییهایت و شگفتیهایی که دیدهای برایم بگو.»
زمین که از این درخواست آسمان تعجب کرده بود، شروع به حرف زدن کرد و گفت: «ای آسمان بزرگ، خودت نشانهی عظمت و شگفتی هستی. حالا برایت از داستانهایی که اینجا اتفاق میافتد میگویم. اینجا بچهها و بزرگسالان زیادی زندگی میکنند. بعضی از آنها شادند و بعضی غمگین. خانههای زیادی ساخته شده که هرکدام جای زندگی یک خانواده است. جنگلها پر از درختها و گیاهان گوناگون شدهاند. من از بالا سبز و آبی دیده میشوم، اما اینجا هفت رنگ رنگینکمان وجود دارد. دریاها نشانهی بخشندگی و پاکی هستند و از نعمت خود به انسانها، حیوانات و گیاهان میدهند. حالا تو به من بگو، زندگی در آن بالا چطور است؟»
آسمان گفت: «من هر روز ابرهای مختلفی میبینم که هرکدام شکلی متفاوت دارند. بعضی از آنها آرام و پر از مهربانی هستند. بعضی دیگر عصبانی میشوند، باران درست میکنند و آن را روی سر مردم میریزند. ابرهای دیگری هم هستند که گاهی جلوی خورشید را میگیرند. شبها ماه و ستارهها را در آغوشم میگیرم و به قصههایشان گوش میدهم. بعضی از ستارههای آسمان از آدمهای زمین هم بیشتر عمر کردهاند و خاطرات قدیمی و دوری در دلشان نگه داشتهاند.»
آسمان و زمین از اتفاقاتی که در طول روز و شب برای هرکدام میافتاد برای هم گفتند. آنها به این نتیجه رسیدند که زندگی در جای دیگری آسان نیست و از اینکه در جای خودشان هستند، خوشحال شدند.
نوشتن یک دیدگاه